11 شعر عاشقانه دلربا از پابلو نرودا

11 شعر عاشقانه دلربا از پابلو نرودا
Patrick Gray
دوگانگی روح من

با ناهماهنگی اعمالم

با سرنوشت سرنوشت

با توطئه میل

با ابهام حقایق

حتی وقتی می گویم دوستت ندارم، دوستت دارم

حتی وقتی فریبت می دهم، فریبت نمی دهم

در اعماق وجودم یک کاری انجام می دهم برنامه

برای دوست داشتن بهتر

در سطرهای آغازین شعر بلند Te amo می بینیم که شاعر احساس طاقت فرسایی را که معشوقش برانگیخته است را توصیف می کند.

علیرغم اینکه کار سختی است، او سعی می کند پیچیدگی احترامی را که احساس می کند را روایت کند .

بیش از اینکه در مورد آن صحبت کند، به ویژگی های احساس می پردازد و مسحور احساسات می شود. ظاهراً ظرفیت عشق بی نهایت است.

حتی وقتی می گوید که عاشق نیست، سوژه شاعرانه اعتراف می کند که در واقع، این یک استراتژی برای در نهایت دوست داشتن بیشتر و بهتر است.

داگلاس کوردار

پابلو نرودا شاعر شیلیایی (1904-1973)، برنده جایزه نوبل ادبیات (1971)، به دلیل اشعار پرشور خود در سطح بین المللی شناخته شده است. اشعار عاشقانه که از اسپانیایی ترجمه شده اند، قلب های دریایی از عاشقان را در سراسر جهان تسخیر کردند و به طور فزاینده ای مورد تجلیل قرار می گیرند.

اکنون برخی از زیباترین اشعار عاشقانه این نابغه ادبیات آمریکای لاتین را به خاطر بسپارید.

1. صد غزل عشق ، استخراج I

ماتیلد، نام گیاه یا سنگ یا شراب،

از آنچه از زمین زاده شده و ماندگار است،

کلمه ای که در آن رشد می کند،

در تابستان که نور لیموها می ترکد.

به این نام کشتی های چوبی دریانوردی می کنند

در میان انبوهی از آتش آبی دریایی احاطه شده اند،

و این حروف آب رودخانه‌ای است

که به قلب من جوشیده می‌ریزد.

ای نامی که در زیر درخت انگور کشف شده است

مثل درب تونلی ناشناخته

که با عطر دنیا ارتباط برقرار می کند!

آه با دهان سوزان خود به من حمله کن،

اگر می خواهی با چشمان شبانه ات از من بپرس،

اما به نام تو اجازه بده کشتی بنشینم و بخوابم.

قطعات بالا تنها قسمت آغازین یک شعر عاشقانه طولانی است، یکی از مشهورترین شعرهای نرودا. در اینجا مقدمه تمجید از معشوق با تعریف و تمجید از نام او ظاهر می شود، این نقطه آغازی است برای اعتلای فضایل او.

ما در سراسر شعر مجموعه ای از عناصر را می یابیم که اشاره به طبیعت (زمین،بی حرکت،

بدون دفاع از خود

تا زمانی که در دهان شن غرق شدی.

بعد از آن

تصمیم من رویای تو را پیدا کرد،

از درون گسیختگی

که روح ما را شکافت،

دوباره پاک، برهنه،

دوست داشتن یکدیگر،

بدون رویا، بدون شن، کامل و درخشان،

مهر شده با آتش.

در شعر مورد بحث، پابلو نرودا از خوابی برای ما می گوید که در آن رابطه با معشوقش را پایان می دهد. این متنی است در ابتدا دلخراش که چندین احساس درباره جدایی یک زن و شوهر را ترجمه می کند.

شاعر ما را به تجربه رنج دیدن عزیز در ناامیدی کامل و غرق شدن دعوت می کند. اگر در مالیخولیا. با این حال، در یک لحظه معین، عاشقان، قبل از اینکه با رنج از هم جدا شوند، دوباره ملاقات می کنند و یکدیگر را دوست می دارند، با شعله آرزو متحد می شوند.

پابلو نرودا کیست

متولد 14 جولای در سال 1904، ریکاردو الیسر نفتالی ریس شیلیایی، نام مستعار پابلو نرودا را برای ورود به دنیای ادبیات انتخاب کرد.

پسر یک کارگر راه آهن و معلم، شاعر شروع غم انگیزی در زندگی داشت و به زودی زندگی خود را از دست داد. مادر. با یک حرفه ادبی غیرقابل انکار، زمانی که هنوز در مدرسه بود، اشعار خود را قبلاً در یک روزنامه محلی منتشر می کرد.

ریکاردو علاوه بر نویسنده بودن، یک دیپلمات نیز بود و کشورش را به عنوان سرکنسول در چندین کنسولگری نمایندگی می کرد. مانند سیری لانکا، مکزیک، اسپانیا و سنگاپور.

آشتی کردننرودا با اشتیاق به شعر، کارمند دولتی انجام می داد و هرگز از نوشتن دست نمی کشید. تولیدات ادبی او به قدری مهم است که شاعر چندین جوایز دریافت کرد، از جمله مهمترین آنها جایزه نوبل در سال 1971 .

پرتره پابلو نرودا

این شاعر که یک کمونیست بود، هنگام بازگشت به شیلی با مشکلاتی مواجه شد و حتی از کشور تبعید شد و تنها پس از احیای آزادی های سیاسی بازگشت.

پابلو نرودا در دوم سپتامبر در پایتخت شیلی درگذشت. 1973.

میوه ها، رودخانه). ستایش این نام که عمیقاً نمادین است، خطوط شاعرانه غیرقابل تصوری به خود می گیرد.

ما خواندن را با آه پایان می دهیم، قدرت عشق و استعداد نرودا در انتقال عظمت احساس را از طریق کلمات تحسین می کنیم.

2. غزل LXVI

من تو را نمیخواهم اما چون تو را دوست دارم

و از اینکه تو را نخواهم تا نخواستم میرسم

و منتظرم تو وقتی منتظرت نیستم

قلب من از سردی به آتش می گذرد.

من تو را فقط به این دلیل می خواهم که دوستت دارم،

ازت متنفرم بی پایان و خواهش می کنم از تو متنفرم

و معیار عشق مسافرتی من

این نیست که تو را ببینم و مثل یک مرد کور دوستت نداشته باشم.

شاید مصرف کنم نور ژانویه،

پرتو بی رحم تو، تمام قلب من،

کلید صلح را از من می رباید.

در این داستان من به تنهایی می میرم

و من به خاطر تو از عشق خواهم مرد،

چون تو را، عشق، در خون و آتش می خواهم. غزل بنابراین، شاعر شیلیایی محکوم به شکل ثابتی است، بنابراین، شاعر شیلیایی سعی می کند احساس عاشق بودن را برای خواننده ترجمه کند.

او برای مثال بر تناقضات احساس ، تاکید می کند. حقیقت قلب از سردی به گرما و از محبتی که به سرعت بین نفرت و عشق در نوسان است.

در اینجا چهره معشوق چندان مورد سوال نیست، بلکه احساسی است که حضور او بیدار می شود.<1

3. من گرسنه دهان تو هستم

من گرسنه دهان تو هستم، برای صدای تو، برای خز تو

و از این خیابان ها بدون غذا می گذرم، خاموش،

من نان نخور، سحر مرا دگرگون می کند،

من در این روز به دنبال صدای مایع پاهای تو هستم.

من تشنه خنده های لغزنده تو هستم،

برای دستانت رنگ یک سیلو خشمگین،

من تشنه سنگ رنگ پریده ناخن هایت هستم،

می خواهم پای تو را مانند بادام دست نخورده بخورم.

می خواهم بخورم رعد و برق در جمال تو سوخت،

بینی حاکم چهره مغرور،

میخواهم سایه زودگذر ابروهایت را بخورم.

و گرسنه میام و میروم بوی گرگ و میش

در جستجوی تو، در جستجوی قلب گرمت

مثل پشمک در خلوت کویتراتو.

معروف به عنوان شاعر زنان، ستایش معشوق در آثار شاعرانه پابلو نرودا ثابت است. در غزل فوق ضرورت عشق و ظرفیت چشمگیر معشوق برای برآوردن خواسته ها و نیازهای عاشق را می خوانیم.

موضوع شاعرانه به صورت فردی وابسته نشان داده می شود که معشوق را برآورده می کند. به شریک زندگی نیاز دارد که بایستد عاشق شدن به مثابه گرسنگی و عجله ظاهر می شود و بر سابقه کمبود و ناقصی تأکید می کند.

ما پس از خواندن آیات به این نتیجه رسیدیم که فقط ممکن است. برای یافتن آرامش و آسایش زمانی که عزیزتان را در کنار خود دارید.

شعر هفته - من تشنه دهان تو هستم (پابلو نرودا)

4. ادغام

بعد از همه چیز شمادوست خواهم داشت

مثل اینکه همیشه قبلا بوده

انگار از این همه انتظار

بدون دیدن یا رسیدن

تو برای همیشه بودی

نفس کشیدن به من نزدیک است.

با عادات خود،

رنگ آمیزی و گیتار خود به من نزدیک شوید

چگونگی کنار هم بودن کشورها

در مدرسه درس

و دو منطقه به هم می پیوندند

و رودخانه ای نزدیک به رودخانه ای است

و دو آتشفشان با هم رشد می کنند.

لحن آیات Integrações وعده هستند، در اینجا سوژه پرشور معشوق را مستقیماً مورد خطاب قرار می دهد و برای آینده تعهد می دهد.

این گزیده آغازین شعر گسترده قبلاً تأثیری را که معشوق ترویج می کند نشان می دهد. برای اینکه نیاز خواننده را به آن زن بیشتر روشن کند، او از مثالهای ساده و روزمره استفاده می کند که همه ما می توانیم با آنها شناسایی کنیم، همانطور که در مورد ذکر روزهای مدرسه وجود دارد.<1

به هر حال، این ویژگی قدرتمند غزل نرودا است: سادگی، تنهایی ، موهبت یافتن مطالبی برای نشان دادن شعر او در زندگی روزمره.

5. دوستت دارم

دوستت دارم به شکلی غیرقابل توضیح،

به شکلی غیرقابل اعتراف،

به شکلی متناقض.

دوستت دارم دوستت دارم، با حال و هوای من که زیاد است

و خلق و خوی مدام در حال تغییر

از آنچه قبلاً می دانی

زمان،

زندگی،

همچنین ببینید: با عصبانیت به عقب نگاه نکن: معنی و متن آهنگ

مرگ.

دوستت دارم، با دنیایی که نمی فهمم

با افرادی که نمی فهمند

بانان،

شراب، عشق و خشم - دستانم را پر به تو می دهم،

زیرا تو جامی هستی که فقط در انتظار

هدایای زندگی من هستی.

من تمام شب را با تو خوابیدم،

در حالی که زمین تاریک با زنده ها و مردگان می چرخد،

ناگهان بیدار می شوم و در میان سایه بازویم

دور دور کمرت می‌چرخد.

نه شب و نه خواب نمی‌توانند ما را از هم جدا کنند.

من با تو خوابیدم، عشق، بیدار شدم و دهانت

در حال بیرون آمدن از خواب تو طعم زمین،

آکوامارین، جلبک دریایی، زندگی صمیمی تو را به من داد،

و من بوسه تو را خیس در سپیده دم دریافت کردم

همانطور که اگر از دریایی که ما را احاطه کرده است به من رسید.

نرودا در این شعر بر صمیمیت خواب مشترک بین عاشقان تمرکز می کند.

شاعر این احساس را ترجمه می کند. به خواب رفتن در کنار معشوق و خیال اینکه این دو، حتی در حالت ناخودآگاه، همدیگر را ملاقات می کنند و دلتنگ یکدیگر می شوند، همانطور که در عشق بین زوج ها وجود دارد.

همچنین ببینید: 10 بهترین کتاب برای مبتدیانی که می خواهند شروع به خواندن کنند

در پایان، بوسه صبحگاهی را شرح می دهد. از زنی که دوستش دارد به عنوان رویدادی مرتبط با طبیعت، گویی خود سحر را می بوسد.

7. کوه و رودخانه

در کشور من یک کوه وجود دارد.

در کشور من یک رودخانه وجود دارد.

با من بیا.

شب به کوه می رود.

گرسنگی به رودخانه می رود.

با من بیا.

و چه کسانی رنج می برند؟

نمی دانم، اما آنها مال من هستند.

با من بیا.

نمی دانم، اما با من تماس می گیرند

و آنها حتی نمی گویند: "ما رنج می بریم"

با من بیا

و به من می گویند:

مردم،

مردم رها شده شما

بین کوه و رودخانه،

در درد و گرسنگی،

نمیخواهد تنها بجنگد،

منتظر توست ای دوست.

ای تو که دوستت دارم

دانه قرمز کوچک

گندم،

مبارزه سخت خواهد بود،

زندگی سخت خواهد بود،

اما تو با من خواهی آمد.

پابلو نرودا علاوه بر اینکه به خاطر شعرهای عاشقانه اش شناخته شده است، همچنین بسیار متعهد به مشکلات جهان بود و خود را کمونیست می‌دانست.

به‌ویژه در O monte e o rio ، نویسنده موفق می‌شود این دو موضوع را در یک شعر واحد یکی کند. او در اینجا جستجوی خود را برای دگرگونی اجتماعی و آرزویی که معشوقش با او دنبال می کند در مسیرهای نوسازی جمعی و گرمای لازم در "زندگی سخت" را به او می گوید.

8 . حشره

از باسن تا پاهای شما

من می خواهم به یک سفر طولانی بروم.

من کوچکتر از یک حشره هستم.

من در این تپه‌ها قدم می‌زنم،

که رنگ جو دوسر هستند،

و نشانه‌های کوچک

که فقط من می‌دانم،

سانتی‌مترهای سوخته ,

چشم انداز کم رنگ است.

اینجا کوهی وجود دارد.

من هرگز از آن خارج نخواهم شد.

اوه چه خزه غول پیکری!

یک دهانه، گل سرخ

از آتش مرطوب!

از میان پاهای تو فرود می آیم

با بافتن یک مارپیچ

یا خواب در سفر

و به زانوهای خود برسید

سختی گرد

مثل ارتفاعات سخت

یک قاره صاف.

به پاهای شما می لغزم

بین هشتدهانه

انگشتان تیز،

آهسته، شبه جزیره ای،

و از آنها در وسعت

ورقه سفید ما

می‌افتم، کور می‌خواهم،

گرسنه طرح تو

کشتی سوزان!

نرودا بار دیگر رابطه‌ای شاعرانه و آسمانی میان معشوق و خود محیط می‌بافد. او رابطه ای معادل بین شکل معشوقش و منظره طبیعی ایجاد می کند و بدن او را به عنوان دنیایی وسیع و زیبا ترجمه می کند.

نرودا هر تکه جسمی از شیء میل خود را به شکلی طی می کند. اگر اسرار عشق و میل جنسی را کشف می کند.

9. پاهای شما

وقتی نمی توانم به صورت شما فکر کنم،

به پاهای شما فکر می کنم.

پاهای شما از استخوان کمانی،

پاهای کوچولوی سخت تو.

می دانم که از تو حمایت می کنند

و وزن شیرینت

روی آنها بالا می رود.

کمر و سینه هایت،

ارغوانی دو برابر شده

پستانک های شما،

جعبه چشمان شما

که به تازگی پرواز کرد،

دهان گشاد میوه،

موهای قرمز شما،

برج کوچک من.

اما اگر پاهای شما را دوست دارم

این فقط به این دلیل است که راه می‌رفتند

بر روی زمین و روی

باد و روی آب،

تا زمانی که مرا پیدا کنند.

در پاهای تو ، نویسنده همچنین به دنبال ایجاد ارتباط بین بدن و طبیعت معشوق، هر جای هستی را به گونه ای متعالی و زیبا می پیماید.

شاعر به توصیف پاهای زن و به نوعی تشکر از آنها می پردازد.اجازه داده است که برخورد بین عاشقان امکان پذیر باشد.

10. همیشه

قبل از من

من حسود نیستم.

با مردی بیا

در پشتت،

بیا با صد مرد بین موهایت،

با هزار مرد بین سینه و پایت بیا،

مثل رودخانه بیا

پر از غرق شدگان

که با دریای خروشان ملاقات می کند،

کف ابدی، زمان!

همه را بیاورید

جایی که منتظر شما هستم:

همیشه ما تنها خواهیم بود،

همیشه من و تو

تنها روی زمین

برای شروع زندگی خواهیم بود!

همیشه یک متن شاعرانه ای است که در آن نویسنده نشان می دهد که می داند محبوبش گذشته ای عاشقانه دارد و قبل از او مردان و عشق های دیگری وجود داشته اند. او در رابطه با پیوند عاشقانه ای که این دو به هم می پیوندند، کامل و مطمئن است. بنابراین شاعر به ناپایداری زندگی و این که هر عشق تازه ای آغازی تازه می آورد .

11. رویا

راه رفتن در میان ماسه ها

تصمیم گرفتم تو را ترک کنم.

داشتم روی خاک رس تیره پا می گذاشتم

که می لرزید ,

در گیر افتادن و بیرون آمدن

تصمیم گرفتم که از من بیرون بیای

که مرا سنگین کردی

مثل یک تیز سنگ،

از دست دادنت را آماده کردم

گام به گام:

ریشه هایت را قطع کن،

خودت را در باد رها کن.

آه، در آن دقیقه،

قلب من، یکی رویایی

با بالهای وحشتناک

تو را پوشانده است.

احساس کردی گل بلعیده شده ای،

و تو به من زنگ زدی، اما من به کمکت نرفتم،

0>تو میرفتی




Patrick Gray
Patrick Gray
پاتریک گری نویسنده، محقق و کارآفرینی است که اشتیاق به کاوش در تلاقی خلاقیت، نوآوری و پتانسیل انسانی دارد. او به‌عنوان نویسنده وبلاگ «فرهنگ نوابغ» برای کشف رازهای تیم‌ها و افراد با عملکرد بالا که در زمینه‌های مختلف به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته‌اند، تلاش می‌کند. پاتریک همچنین یک شرکت مشاوره ای را تأسیس کرد که به سازمان ها در توسعه استراتژی های نوآورانه و پرورش فرهنگ های خلاق کمک می کند. آثار او در نشریات متعددی از جمله فوربس، شرکت سریع و کارآفرین منتشر شده است. پاتریک با پیشینه ای در روانشناسی و تجارت، دیدگاه منحصر به فردی را برای نوشته های خود به ارمغان می آورد، و بینش های مبتنی بر علم را با توصیه های عملی برای خوانندگانی که می خواهند پتانسیل خود را باز کرده و دنیایی نوآورتر ایجاد کنند، ترکیب می کند.