داستان سفید برفی (خلاصه، توضیح و منبع)

داستان سفید برفی (خلاصه، توضیح و منبع)
Patrick Gray

یکی از شناخته شده ترین داستان های کودکان در فرهنگ غرب، سفید برفی است، داستان دختری که در محاصره هفت کوتوله زندگی می کرد و توانست از نامادری بی رحم خود بگریزد.

این روایت ریشه آلمانی دارد و گسترش یافته است. به سایر قاره ها.

همچنین ببینید: روپی کاور: 12 شعر تفسیر شده از نویسنده هندی

تاریخ

منشاء سفید برفی

از مدت ها پیش، دقیقاً معلوم نیست چه زمانی یا جایی که، زمستان بود که ملکه ای کنار پنجره ای باز دوخت. او داشت گلدوزی می‌کرد و دانه‌های برف را تماشا می‌کرد که بیرون می‌باریدند.

به طور تصادفی ملکه انگشت خود را با سوزن تیز کرد و سه قطره خون روی برف سفید ریخت. ملکه سپس گفت:

کاش دختری به سفیدی برف، خون آلود و صورتش مثل آبنوس سیاه بود داشتم!

مدتی بعد ملکه حامله شد و وقتی بچه به دنیا آمد دقیقاً همان طور که خواسته بود بیرون آمد: سفید مثل برف، گل آلود مثل خون و با موهای سیاه.

یتیمی و مادری جدید خانواده

متاسفانه فرزند مورد نظر بدنیا آمد و ملکه درگذشت.

پس از یک سال سوگواری، پادشاه دوباره ازدواج کرد، این بار با یک شاهزاده خانم بسیار بیهوده که مدام به او تکرار می کرد. آینه خود:

"آینه کوچولو، آینه کوچولوی من، صادقانه به من جواب بده: زیباترین زن در کل منطقه کیست؟"

آینه هر بار جواب می داد که او زیباترین است. یکی، همسر جدید پادشاه. سفید برفی،با این حال، او بزرگ شد و زیباتر و زیباتر شد.

غرور نامادری و جنایت کشتن دخترخوانده اش

درگیری بزرگ از همان روز برقرار شد. آینه به ملکه جدید پاسخ داد که سفید برفی حتی از او هم زیباتر است.

نامادری که از پاسخ خشمگین شده بود، یک شکارچی را استخدام کرد تا دختر خوانده اش را تمام کند. نامادری به قدری پست بود که ظلم و ستم را به او نشان می داد تا از شکارچی بخواهد که قلب و جگر را به عنوان دلیل قتل دختر برایش بیاورد.

حسرت شکارچی

شکارچی با ترحم دختر، از کشتن او منصرف شد. سفید برفی قول داد که همیشه در جنگل و مخفیانه زندگی کند.

سپس شکارچی قلب و جگر آهویی را که در زمان جنایت ادعایی از آنجا عبور کرده بود، گرفت. نامادری او نامادری پس از دریافت سفارش، آشپز را فرستاد تا سفارش را آماده کند.

زندگی جدید سفید برفی

در همین حال، سفید برفی در جنگل از آینده خود می ترسید. او بالاخره یک خانه کوچک زیبا در میان جنگل پیدا کرد. همه چیز در خانه کوچک بود: تخت ها کوتاه، ظروف حداقل. این خانه متعلق به هفت کوتوله بود که با سنگ معدن در کوه کار می کردند.

سفید برفی همه آنچه را که اتفاق افتاده بود به هفت کوتوله گفت و آنها با ترحم قول دادند که در هر کاری که لازم باشد به او کمک کنند. اینگونه بود که سفید برفی در کنار هفت کوتوله ماند. در مقابل، او با وظایف همکاری می کرد

کشف نامادری

اما نامادری در نهایت از طریق آینه متوجه شد که سفید برفی نمرده است. او که از این خبر عصبانی شده بود، لباس یک فروشنده پوشید و با بستن کمربند به سفید برفی حمله کرد. خوشبختانه، کوتوله ها به موقع رسیدند تا دختر را نجات دهند.

در نوبت دوم، نامادری به سفید برفی حمله کرد، این بار با یک شانه مسموم، اما دوباره کوتوله ها او را نجات دادند.

برفی. سفید در دردسر

سومین تلاش نامادری این بود که دختر خوانده اش را با یک سیب آلوده مسموم کند. او خود را به شکل یک دهقان درآورد و میوه اشتها آور را به دختر داد. کوتوله ها دیگر نمی توانستند کاری انجام دهند.

به جای دفن او، سفید برفی را در تابوت کریستالی قرار دادند تا همه بتوانند برای مرگ او سوگواری کنند، از جمله حیوانات جنگلی که خیلی دوستش داشت با وجود گذشت سالها، بدن سفید برفی پوسیده نشده بود، دختر به نظر می رسید فقط خواب است.

دیدار با شاهزاده

یک روز خوب، یک شاهزاده از آن طرف گذشت، پسرم پادشاه قدرتمندی که با نگاه کردن به استیف، مسحور چنین زیبایی شده بود. او از خدمتکارانش خواست که استیف را به سرزمین هایش منتقل کنند، زیرا او دیگر نمی تواند بدون دیدن دختر زندگی کند.

در طول سفر، یکی از خدمتکاران زمین خورد که باعث افتادن او از دهان شد. از برانکا دبرف یک تکه سیب مسموم. در کمال تعجب همه، دختر بلافاصله از خواب بیدار شد.

سپید برفی و شاهزاده پس از آن می توانستند با خوشبختی زندگی کنند. شاهزاده و کوتوله ها نامادری خود را با یک جفت کفش آهنی داغ تنبیه کردند.

منشأ داستان سفید برفی

روایت سفید برفی برای قرن ها در فرهنگ عامه آلمانی سرچشمه گرفت و بعدها در سراسر جهان گسترش یافت. قاره اروپا در ابتدا، این داستان از طریق سنت شفاهی تبلیغ می شد، به این معنی که روایت همیشه تغییراتی به دست می آورد.

یکی از اولین نوشته های مکتوب که شبیه آنچه امروز به عنوان داستان سفید برفی می شناسیم توسط Giambattista Basile ایتالیایی ساخته شد. . نویسنده داستانی درباره ملکه ای نوشت که به زیبایی خواهرزاده اش حسادت می کرد. متن، با عنوان La schiavoletta، در Il Pentamerone گردآوری شد و بین سال‌های 1634 تا 1636 در ناپل منتشر شد.

نسخه‌ای که امروزه باقی مانده است، توسط برادران گریم تولید شده است. در سال 1812، برادران آلمانی الاصل، داستان سفید برفی را در کتاب قصه های پریان برای کودکان و بزرگسالان همراه با افسانه های دیگر گردآوری کردند.

برادران گریم: ژاکوب و ویلهلم.

چرا قهرمان داستان سفید برفی نامیده می‌شود؟

در یکی از نسخه‌های داستان، ما این توجیه را درست در ابتدای داستان می‌بینیم:

یک شمارشو یک کنتس از میان سه تپه برف سفید گذشت که باعث شد کنت بگوید: "کاش دختری به سفیدی این برف داشتم." مدت کوتاهی بعد از سه سوراخ پر از خون قرمز گذشتند و ارل گفت: "کاش دختری داشتم با گونه هایی به اندازه این خون". سرانجام سه کلاغ را دیدند که در حال پرواز بودند و او آرزوی دختری "با موهای سیاه مثل کلاغ" کرد. در ادامه راه، دختری را دیدند که سفید مثل برف، صورتی مثل خون، و با موهایی به سیاهی زاغ ها بود: سفید برفی بود.

سفید برفی، شاهزاده خانم دیزنی

شمال اقتباس آمریکایی تولید شده توسط استودیو والت دیزنی در ابتدا سفید برفی و هفت کوتوله نام داشت. برنامه ریزی انیمیشن در اواسط دهه 1930 شروع شد و در 21 دسامبر 1937 به نمایش درآمد.

استودیوی انیمیشن نسبتاً اخیراً - در سال 1923 - ایجاد شده بود و داستان Branca de Neve یک بار مورد استفاده قرار گرفت. و با وجود تمام کارهایی که توسط والت دیزنی تولید می شد.

این فیلم اولین فیلم بلند ساخته شده توسط استودیو بود، همچنین اولین فیلم انیمیشن بلند انگلیسی بود. از تاریخ فیلم این فیلم با الهام از نسخه برادران گریم، توسط دیوید هند کارگردانی شد.

این کار با استفاده از تکنیک Technicolor انجام شد، فرآیند رنگ آمیزی که در سال 1916 ابداع شد و از آن استفاده شد.فیلترهای قرمز و سبز، لنزها و منشورها.

این فیلم که در تئاتر Carthway در هالیوود ارائه شد، به زودی در میان مردم و فروش به موفقیت رسید. مشخص است که ساخت فیلم هزینه اولیه 150000 دلار برآورد شده بود که بسیار فراتر از بودجه پیش بینی شده بود. این فیلم در نهایت حدود 1.5 میلیون دلار به خزانه استودیو خرج کرد و تا امروز حدود 185 میلیون دلار درآمد کسب کرد.

همچنین ببینید: 32 بهترین شعر کارلوس دراموند دی آندراد تجزیه و تحلیل شده است

پوستر فیلم سفید برفی و هفت کوتوله در سال 1937 منتشر شد.

اهمیت افسانه ها

قصه های پریان حاوی آغاز، میانه و پایان است و به مشکلات جهانی انسان مانند حسادت، خشم، خودخواهی، حسادت، طمع و انتقام می پردازد.

به گفته این روانکاو. برونو بتلهایم، نویسنده روانکاوی افسانه ها ، این داستان های کودکانه باعث می شود کودک اعتماد به نفس پیدا کند و او را تشویق کند تا بر چالش های روزمره خود غلبه کند.




Patrick Gray
Patrick Gray
پاتریک گری نویسنده، محقق و کارآفرینی است که اشتیاق به کاوش در تلاقی خلاقیت، نوآوری و پتانسیل انسانی دارد. او به‌عنوان نویسنده وبلاگ «فرهنگ نوابغ» برای کشف رازهای تیم‌ها و افراد با عملکرد بالا که در زمینه‌های مختلف به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته‌اند، تلاش می‌کند. پاتریک همچنین یک شرکت مشاوره ای را تأسیس کرد که به سازمان ها در توسعه استراتژی های نوآورانه و پرورش فرهنگ های خلاق کمک می کند. آثار او در نشریات متعددی از جمله فوربس، شرکت سریع و کارآفرین منتشر شده است. پاتریک با پیشینه ای در روانشناسی و تجارت، دیدگاه منحصر به فردی را برای نوشته های خود به ارمغان می آورد، و بینش های مبتنی بر علم را با توصیه های عملی برای خوانندگانی که می خواهند پتانسیل خود را باز کرده و دنیایی نوآورتر ایجاد کنند، ترکیب می کند.