فیلم گرسنگی برای قدرت (بنیانگذار)، داستان مک دونالد

فیلم گرسنگی برای قدرت (بنیانگذار)، داستان مک دونالد
Patrick Gray

فیلم Power Hunger (در نسخه اصلی The Founder ) داستان محبوب ترین فست فود زنجیره ای در جهان را روایت می کند: مک دونالد.

الهام گرفته شده در کتاب زندگی‌نامه ری کروک، مسئول استفاده از رستوران‌های زنجیره‌ای، فیلمی که به پرسش‌هایی درباره کارآفرینی می‌پردازد، با لحظات بحث‌انگیز مانند خیانت‌ها و ترفندهای ری برای رسیدن به هدف نهایی‌اش روبرو می‌شود.

Hunger for Power.مک دونالد

زندگی برادران بعد از اینکه ری کروک، نماینده فروش دستگاه میلک شیک که برای تحویل شخصی به کافه تریا ریچارد و موریس رفت، با آنها آشنا شد، تغییر کرد.

کارآفرینی که می خواستم از نزدیک بررسی کنم. که سفارشی بزرگتر از حد معمول برای ماشین هایی که نمایندگی می کردند داده بود.

ری کروک فرصتی را در کسب و کار دید

با ورود به رستوران، او شیفته مدل کسب و کار شد که مصرف کنندگان را بسیار بیشتر از حد معمول تبدیل می کند. کارآفرین، با حس کسب و کار، پیشنهاد می کند که نماینده تجاری این برند باشد.

در سال 1955، ری شروع به فروش مجوزها کرد و از قبل به توسعه احتمالی در سراسر کشور فکر می کرد. اولین رستوران تحت نظارت او در ایالت ایلیونیس (در سال 1955) بود.

در حالی که کروک به تعداد و امکان گسترش تجارت به ایالات دیگر فکر می کرد، برادران مک دونالدز هدف تسخیر را داشتند. 1 میلیون دلار قبل از 50 سالگی.

بدترین معامله تجاری در تمام دوران

ری کروک جاه طلب در سال 1961 پیشنهادی به برادران داد: این دو نفر کسب و کار را به قیمت 2.7 میلیون می فروشند. دلار نقدی و 0.5% تقسیم سود.

معامله انجام شد و برادران قبل از 50 سالگی رویای یک میلیونی خود را محقق کردند. مشارکت در تجارت هرگز در قرارداد ثبت نشد زیرا این سه می خواستند از مالیات اجتناب کنند. مانندقرارداد امضا نشد، کروک هرگز به وعده خود عمل نکرد و ریچارد و موریس حق شریک شدن در سود را نداشتند.

گسترش شبکه

پس از اینکه کاملاً در دست کروک بود، مک دونالد شروع به کار کرد. برای رشد با سرعت شگفت انگیز تولید به گونه ای بهینه شده بود که مواد غذایی با هزینه کمتر و کارآمدتر تولید شوند.

از طریق ترفندهای کوچک - مانند خاموش کردن سیستم گرمایش در فروشگاه ها - از مشتریان دعوت شد که در آن مکان نمانند و در نتیجه گردش مالی بیشتر تضمین شود. .

در حال حاضر زنجیره ای فست فود بیش از 35000 نقطه فروش در سراسر جهان دارد.

شخصیت های اصلی

ری کروک (با بازی مایکل کیتون)

ری کروک یک انسان خودساخته جاه طلب است. تاجر آمریکایی شخصیتی سوال برانگیز دارد و ابزارهای رسیدن به اهداف را اندازه نمی گیرد.

ری همیشه می خواست در زندگی رشد کند و مردی موفق شود، او فقط منتظر یک فرصت طلایی بود که زمانی پیش آمد. او با برادران مک دونالد ملاقات کرد. تا آن زمان، او در خانه‌ای ساده در کنار همسرش زندگی می‌کرد و از فروش دستگاه‌های میلک شیک امرار معاش می‌کرد.

هنگامی که ری با طرح تجاری که موریس و ریچارد راه‌اندازی کردند، در آن کار فرصتی غیرقابل از دست دادن را دید. موفق باشید.

داستان فیلم بر اساس اثر Grinding It Out: The Making of McDonald's ،منتشر شده توسط Ray Kroc.

Maurice McDonald (با بازی جان کارول لینچ)

Maurice McDonald مردی سختکوش است که تمام وقت و انرژی خود را برای یک مفهوم جدید اسنک بار ایجاد کنید. Mc Donalds نتیجه تحقیقات و تلاش های زیادی برای بهبود بود. تنها عیب او نداشتن چشم اندازی از آینده برای شرکتی بود که ایجاد کرد و ساده لوح بودن در مشارکت با ری کروک.

در زندگی واقعی، موریس تا آخرین روزهای زندگی خود را به خاطر از دست دادن خود نبخشید. کسب و کاری که در آن سرمایه گذاری زیادی کرده است. دلشکستگی و روشی که او به خود اجازه داد فریب بخورد احتمالاً در حمله قلبی که در سال 1971 جان او را گرفت نقش داشته است.

ریچارد مک دونالد (با بازی نیک آفرمن)

همچنین ببینید: آلگریا، آلگریا، اثر کائتانو ولوسو (تحلیل و معنای آهنگ)

ریچارد در کنار برادرش موریس، هفت روز در هفته خستگی‌ناپذیر کار می‌کرد تا رستورانی بسازد که شبیه سایر غذاخوری‌ها نبود. علیرغم مخالفت با برادرش در بسیاری از جنبه ها، آن دو درک کافی برای پیشبرد پروژه نوآورانه داشتند.

در زندگی واقعی، برخلاف برادرش، ریچارد از فروش شرکت در ازای آرامش خاطر پشیمان نبود. . اگرچه ریچارد فکر می کرد که معامله بدی انجام داده است، اما اجازه نداد این وضعیت روزگار او را از بین ببرد و تا 89 سالگی به خوبی زندگی کرد.

تحلیل داستان گرسنگی برای قدرت

فیلم بیوگرافی بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است و ما می توانیم از آن استخراج کنیمبرخی از موضوعات محوری که شایسته است با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گیرند.

ساده لوحی برادران مک دونالد آنها را به نابودی کشاند

اگر از یک سو ریچارد و موریس ایده های بدیع و بدیعی داشتند که آنها را ساخت. نوع جدیدی از کسب و کار را ایجاد کنید، از سوی دیگر نبوغ این دو نیز عامل از دست دادن کار یک عمر بود.

اگرچه آنها خالقان درخشان یک ایده عالی بودند، اما حقیقت این است که برادران در نهایت آن را به یک معامله بد تبدیل کردند. در قراردادی که با Ray Kroc برای فروش زنجیره بسته شد، آنها موافقت کردند که 0.5٪ به آنها تعلق گیرد، اما از آنجایی که توافق شفاهی بود و چیزی امضا نشد، برادران هیچ نتیجه ای نداشتند.

مک‌دونالدها عمیقاً ساده لوح بودند که به سخنان ری کروک که به قول خود عمل نکرد اعتماد کردند.

همچنین ببینید: شعر O Navio Negreiro اثر کاسترو آلوز: تحلیل و معنا

ری کروک، فردی حریص که یک معامله بزرگ را بسته بود

با حس تجارت ری کروک مدتی بود که به دنبال فرصتی برای رشد در زندگی به عنوان یک مرد خودساخته واقعی بود.

پس از دریافت سفارشی بزرگتر از حد معمول برای دستگاه های میلک شیک که فروخت، ری تصمیم گرفت برود. با چشمان خود ببیند چه کسی این خرید را انجام داده است و چرا.

وقتی با مدل تجاری جدید برادران روبرو شد، شانس طلایی خود را برای پیشرفت دید. در ابتدا ری به عنوان یک نماینده تجاری پیشنهاد مشارکت داد، اما به زودی شروع به فکر کردن به راه هایی کرد که در واقع،صاحب کسب و کار است.

این کارآفرین با حرص و طمع حرکت می کرد و می دانست که چگونه گام های درستی برای به دست آوردن چیزهایی که بیشتر می خواست بردارد. پس از چند سال کار، او سرانجام مدیرعامل یک شرکت بزرگ شد.

هوش ریچارد و موریس در مقابل ری کروک

عجیب است که چگونه، اگرچه آنها کاملاً متفاوت فرض می‌کردند. هر دو برادران مک دونالد و ری برای رسیدن به آنچه می خواستند حرکات بسیار مشابهی داشتند: هر دو بسیار باهوش بودند.

برادران مک دونالد دقیقا می دانستند مشتریانشان چه کسانی هستند، به دنبال چه چیزی هستند و چه چیزی را نمی توانند پیدا کنند. در جای دیگر این چشم انداز تجاری برای آنها اساسی بود تا مفهومی جدید ایجاد کنند و خود را از سایر رقبا متمایز کنند.

موریس و ریچارد وقتی به سناریوی اطراف نگاه می کردند و سعی می کردند آن را متفاوت انجام دهند، به مشتریان بالقوه نوع دیگری از خدمات را ارائه می دادند. .

ری کروک، در مسیری موازی، به روش خود نیز باهوش بود: کسب‌وکاری را ایجاد نکرد، بلکه آن را تصاحب کرد و بیشترین بهره را از آن برد.

در حالی که مک‌دونالدز نداشت. یک چشم انداز تجاری عالی (مثلاً از نظر گسترش)، ری به سرعت متوجه شد که غازی را دارد که تخم های طلایی را در دستانش می گذارد و می دانست چگونه بیشترین پتانسیل ممکن را از پروژه استخراج کند.

علی رغم اینکه مک‌دونالدز و ری کروک که در دو طرف مخالف بودند، نمونه‌هایی از پشتکار بودند

ریچاردو موریس کاملا متعهد به ساختن یک رستوران بی رحمانه کارآمد با هزینه کم و ترافیک زیاد بودند. برای انجام این کار، آنها یک سری آزمایشات و بهبودها را در خط تولید انجام دادند.

آنها با وجود خستگی به کار سخت خود ادامه دادند و همیشه به دنبال استراتژی های جدید برای بهبود فست فود بودند. به عنوان مثال، خط مونتاژ کارآمدتر و کارآمدتر شد و شمارنده ها به گونه ای قرار گرفتند که کار آشپزها را بهینه کنند. این فیلم این تلاش های خستگی ناپذیر زیاد برادران را برای رسیدن به یک نتیجه نهایی مثال زدنی نشان می دهد.

از طرف دیگر، اگر به حرکات ری کروک فکر کنیم، این اصرار نیز معتبر است. این کارآفرین تنها نماینده تجاری ماشین‌هایی بود که میلک شیک درست می‌کرد و به وضوح می‌دانست به کجا می‌خواهد برود: آرزوی او ثروت، داشتن قدرت، تاجری موفق بود.

او نیز مانند برادرانش از پایین شروع کرد و پله پله بالا رفت تا اینکه به خواسته اش رسید. نکته طنز آمیز این است که موفقیت یکی (ری) به شکست دیگری (برادران مک دونالدز) ختم شد.

برگ فنی Power Hunger

15>
عنوان اصلی موسس
انتشار 24 نوامبر 2016
کارگردان جان لی هنکاک
نویسنده رابرتSiegel
ژانر درام/بیوگرافی
مدت 1h55 دقیقه
جایزه جایزه بازیگر کاپری 2016 (برای مایکل کیتون)
بازیگران اصلی مایکل کیتون، نیک آفرمن و جان کارول لینچ
ملیت آمریکا

این و سایر فیلمهایی که شما باعث می شود فکر کنید می توانید در لیست فیلم های هوشمند برای هر سلیقه در نتفلیکس پیدا کنید.




Patrick Gray
Patrick Gray
پاتریک گری نویسنده، محقق و کارآفرینی است که اشتیاق به کاوش در تلاقی خلاقیت، نوآوری و پتانسیل انسانی دارد. او به‌عنوان نویسنده وبلاگ «فرهنگ نوابغ» برای کشف رازهای تیم‌ها و افراد با عملکرد بالا که در زمینه‌های مختلف به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته‌اند، تلاش می‌کند. پاتریک همچنین یک شرکت مشاوره ای را تأسیس کرد که به سازمان ها در توسعه استراتژی های نوآورانه و پرورش فرهنگ های خلاق کمک می کند. آثار او در نشریات متعددی از جمله فوربس، شرکت سریع و کارآفرین منتشر شده است. پاتریک با پیشینه ای در روانشناسی و تجارت، دیدگاه منحصر به فردی را برای نوشته های خود به ارمغان می آورد، و بینش های مبتنی بر علم را با توصیه های عملی برای خوانندگانی که می خواهند پتانسیل خود را باز کرده و دنیایی نوآورتر ایجاد کنند، ترکیب می کند.