Legend of Iara تجزیه و تحلیل شد

Legend of Iara تجزیه و تحلیل شد
Patrick Gray

یارا یکی از مهمترین شخصیت های فولکلور برزیل است. این موجود که نیمی انسان و نیمی ماهی است در رودخانه آمازون زندگی می کند و ماهیگیران را با زیبایی و آهنگ مسحورکننده خود که انسان ها را به بدبختی می کشاند مجذوب خود می کند.

این افسانه که ریشه اروپایی و عناصر بومی دارد، بود. توسط نویسندگان مهمی مانند خوزه د آلنکار، اولاوو بیلاک، ماچادو د آسیس و گونسالوس دیاس بازگو شده است.

همچنین ببینید: نقاشی گرنیکا، اثر پابلو پیکاسو: معنا و تحلیل

افسانه یارا

حافظ رودخانه ها و ماهیگیری و معروف به "مادر آب ها" مردانی که در رودخانه‌های شمال کشور ماهیگیری و دریانوردی می‌کنند و کسانی که در مناطق مجاور شکار می‌کنند، از پری دریایی ایارا نیز بسیار می‌ترسند.

گفته می‌شود که ایارا، هندی زیبا، زندگی می‌کرده است. سالها در قبیله ای در آن منطقه. کار تقسیم شد: مردان برای شکار و ماهیگیری بیرون رفتند. و زنان از دهکده و بچه ها و کاشت و خرمن مراقبت می کردند.

همچنین ببینید: فیلم پدرخوانده: خلاصه و تحلیل

یک روز به درخواست شمن ایرا برای برداشتن مزرعه ذرت جدید که تا آن زمان ندیده بود رفت. . مسن‌ترین سرخپوست قبیله راه را برای ایرا توضیح داد که آواز خواندن در امتداد مسیری که او را به محل برداشت می‌برد ترک کرد.

این سرخپوست کوچک به تماشای آواز پرندگان و رنگ‌های پرندگان ادامه داد. که نزدیک یک نهر زیبا پرواز کرد. او که مشتاق و بسیار گرم بود تصمیم گرفت در آن آبهای شفاف، آرام و کریستالی حمام کند.

یارا مدت زیادی در رودخانه ماند و با ماهی بازی کرد وآواز خواندن برای پرندگان چند ساعت بعد که کار را کاملاً فراموش کرده بود، دراز کشید تا کمی استراحت کند و به خواب عمیقی فرو رفت. وقتی از خواب بیدار شد، دیگر شب بود و متوجه شد که دیگر نمی تواند به خانه برگردد.

روز بعد، او داشت آواز می خواند، روی شن های سفید رودخانه نشسته بود و موهای زیبایش را تکان می داد. وقتی دو جگوار گرسنه ظاهر شدند و برای حمله رفتند. یارا به سرعت به سمت رودخانه دوید.

ماهی که ایارا تمام روز را با او بازی کرده بود، خطر را به او گوشزد کرد و به او گفت که سریع وارد آب شود. پس از آن بود که ایارا برای فرار از جگوارها، به داخل آب ها فرو رفت و دیگر به قبیله بازنگشت.

هیچ کس به طور قطع نمی داند چه اتفاقی افتاده است. برخی می گویند که او تبدیل به پری دریایی زیبایی شده است که چون از تنهایی متنفر است از آواز و زیبایی خود برای جذب ماهیگیران و سایر مردانی که به رودخانه ها نزدیک می شوند تا آنها را به قعر آب ببرند استفاده می کند.

طبق گفته ها به یکی از داستان های ساکنان آن قبیله، روزی در اواخر بعد از ظهر، جوانی سرخپوست پس از یک روز دیگر ماهیگیری در حال بازگشت به روستای خود بود که پارو قایق رانی خود را در آب رودخانه انداخت. .

بسیار شجاع، مرد جوان در آن آبها شیرجه زد، پارو را گرفت و هنگامی که در حال بالا رفتن از قایق رانی بود، ایارا ظاهر شد و شروع به خواندن کرد.

محور آواز پری دریایی زیبا، هندی نمی تواند دور شود. در تو شنا می کردجهت و تحت تأثیر قرار گرفته بود، او هنوز می توانست ببیند که پرندگان، ماهی ها و همه حیوانات اطرافش نیز با آهنگ ایارا فلج شده اند.

برای لحظه ای، مرد جوان همچنان سعی در مقاومت کرد و چسبیده بود. به تنه درختی که در ساحل بود، اما فایده ای نداشت: او به زودی در آغوش پری دریایی زیبا قرار گرفت. و او با او غرق شد و برای همیشه در آبهای رودخانه ناپدید شد.

یک رئیس پیر که از آنجا رد می شد همه چیز را دید، اما نتوانست کمک کند. می گویند او قصه گو است و حتی برای رهایی از طلسم ایارا آیینی اختراع کرده است. اما تعداد معدودی که او توانست از ته آب بکشد به دلیل جذابیت پری دریایی دچار توهم شده بودند.

متن برگرفته و اقتباس شده از کتاب Lendas Brasileiras - Iara، اثر Mauricio de Souza (ناشر Girassol، 2015) است.

Legend of Iara Sereia: Turma do Folclore

Analysis of the Legend of Iara

افسانه منطقه آمازون به عنوان شخصیت اصلی خود یک موجود ترکیبی و همچنین شخصیت های بسیاری از اساطیر یارا نیمی حیوان (ماهی) و نیمی انسان (زن) است. از نظر فیزیکی به عنوان یک هندی، با پوست تیره، موهای صاف، بلند و قهوه‌ای توصیف می‌شود، منشأ یارا به داستان‌های اصالت اروپایی برمی‌گردد که رنگ محلی پیدا کرد.

معنای نام Iara

یارا کلمه ای بومی است که به معنای "کسی که در آب زندگی می کند" است. این شخصیت با نام Mãe-d'Água نیز شناخته می شود. دیگرنسخه ای برای نام شخصیت اصلی داستان Uiara است.

توضیحاتی در مورد شخصیت

شخصیت Iara را می توان از یک سو به عنوان ایده آل خواند. زن مورد نظر و غیر قابل دسترس . این قرائت به این واقعیت اشاره دارد که پرتغالی ها زنانی را که دوست داشتند در خشکی پشت سر گذاشتند. این غیبت آنها را به تصور زنی افلاطونی به نام ایارا واداشت. در این صورت، دختر نماد یک زن زیبا، آرزومند، اما در عین حال دست نیافتنی خواهد بود.

از سوی دیگر، ایرا خوانش تصویر مادر بودن را نیز بیدار می کند، به ویژه با بسیاری از بازنمایی های آن بر سینه برهنه تأکید می شود، که اشاره ای به شیر دادن دارد.

همچنین ببینید13 افسانه باورنکردنی فولکلور برزیل (توضیحات)افسانه بوتو (فولکلور برزیل)13 افسانه پریان و شاهزاده خانم ها برای خوابیدن بچه ها (نظر داد)

ماریو د آندراد، ایارا را بر اساس نظریه روانکاوی تحلیل کرد و دریافت که حضور دختر مقاومت ناپذیر از "میل ناخودآگاه برای بازگشت به دامان مادر" صحبت می کند. اما از آنجایی که زنای با محارم در ناخودآگاه تابو است، مجازات وحشتناکی با مرگ فردی که به خود اجازه می دهد فریب جاذبه مهلک مادر آب را بخورد، می شود! (...) این مجازات ادیپ است که تابوی محارم مادری را نقض کرد!». بنابراین، ایرا، در عین حال، نمادی از مادری و مجازات کسانی است که جرأت می‌کنند از مرز عبور کنند تا با او رابطه برقرار کنند.

یارا در ابتدا اینگونه بود.یک شخصیت مذکر

نخستین نسخه‌های افسانه‌ای که امروزه می‌دانیم به عنوان قهرمان داستان یک شخصیت مرد به نام Ipupiara ، موجودی افسانه‌ای با تنه انسان و دم ماهی که ماهیگیران را می‌بلعد و می‌برد. آنها را به پایین رودخانه. ایپوپیارا توسط یک سری از وقایع نگاران مستعمره بین قرن های 16 و 17 توصیف شد.

تبدیل ایپوپیارا به یک شخصیت زن، با لمس های اغوا کننده ای که از روایت اروپایی آمده بود، تنها در قرن 18 اتفاق افتاد. تنها از آن زمان به بعد بود که قهرمان افسانه، زن جوان زیبای ایارا (یا Uiara) شد.

منشا اروپایی افسانه

اگرچه نام قهرمان داستان بومی است، منشاء افسانه مشهور فولکلور ملی و می توان آن را در تخیل اروپایی یافت - اتفاقاً، بسیاری از تخیل عامیانه برزیل.

بله، یک افسانه بومی وجود داشت که قهرمان داستان، ایپوپیارا، موجودی انسانی و دریایی بود که ماهیگیران را می بلعید. این رکورد توسط استعمارگران وقایع نگار بین قرن های 16 و 17 ساخته شده است.

نسخه ای که ما از ایارای اغواگر می شناسیم، توسط استعمارگران به اینجا آورده شده است، که با روایت محلی مخلوط شده و ویژگی های اصلی به دست آورده است.

میتوانیم ریشه Iara را در پری دریایی یونانی ردیابی کنیم. داستان ایارا بسیار شبیه داستانی است که اولیس در آن نقش آفرینی می کند. در این نسخه، سرسیس جادوگر توصیه کردپسری که خود را به دکل کشتی می بندد و گوش ملوان ها را با موم می بندد تا آنها توسط صدای آژیرها مسحور نشوند. اولاوو بیلاک منشأ اروپایی این اسطوره را تأیید می کند:

"یارا همان پری دریایی یونانی اول است، نیمی زن، نیمی ماهی، که اولیس خردمند روزی در سفرهایش در کنار دریا با او ملاقات کرد".

0>خوائو باربوسا رودریگس قوم شناس نیز در سال 1881 در مجله برزیل در مورد منشأ پری دریایی ما که مطمئناً از قاره کهن آمده است چنین نوشت:

"یارا پری دریایی پیشینیان با تمام ویژگی هایش است، اصلاح شده توسط طبیعت و آب و هوا او در کف رودخانه‌ها، در سایه جنگل‌های بکر زندگی می‌کند، چهره‌اش تیره، چشم‌ها و موهایش سیاه، مانند بچه‌های خط استوا، سوخته از آفتاب سوزان، در حالی که دریاهای شمال بور هستند و چشمانی دارند. به سبزی جلبک‌های صخره‌هایش.

همچنین می‌توان منشأ اسطوره یارا را در فرهنگ پرتغالی پیدا کرد، جایی که افسانه مورهای طلسم شده وجود داشت. آواز می خواندند و مردان را با صدای خود مسحور می کردند.

این اسطوره به ویژه در مناطق Minho و Alentejo پرتغال بسیار محبوب بود و بخشی از این جمعیت در طول دوره استعمار به شمال برزیل نقل مکان کردند.

نویسندگان و هنرمندان برزیلی که افسانه یارا را رواج دادند

به خصوص در قرن 19 و 20، افسانه یارا بسیار رایج شد ومورد مطالعه قرار گرفت.

ژوزه دو آلنکار، نام بزرگ رمانتیسیسم برزیلی، یکی از مسئول ترین کسانی بود که افسانه ایارا را گسترش داد. او در چندین محصول، تصویر پری دریایی را که مردان را با صدای خود مجذوب خود می‌کرد، قرار داد، و هدف او را برای انتشار آنچه به نظر او «بیان مشروع فرهنگ ملی» می‌دانست را تأیید کرد.

Gonçalves Dias او همچنین نویسنده بزرگ دیگری بود که تصویر ایارا را از طریق شعر A Mãe d'água (در کتاب Primeiros cantos، 1846 گنجانده شده است) ماندگار کرد.

Sousandrade همچنین در اثر اصلی خود، O به پری دریایی نشان داد. Guesa (1902). .

Machado de Assis به نوبه خود در مورد Iara در شعر سابینا که در کتاب Americanas (1875) حضور داشت با همان هدفی که همکارانش قبل از او بودند صحبت کرد: نجات و ستایش فرهنگ ملی .

اما شخصیت ایارا فقط در ادبیات بازتولید نشد. همچنین در هنرهای تجسمی، ایرا توسط برخی از هنرمندان مهم مانند آلفردو سچیاتی به تصویر کشیده شد که مأموریت ساخت مجسمه های برنزی واقع در مقابل کاخ آلوورادا را داشت:

ما فکر می کنیم شما نیز ممکن است علاقه مند باشید:




    Patrick Gray
    Patrick Gray
    پاتریک گری نویسنده، محقق و کارآفرینی است که اشتیاق به کاوش در تلاقی خلاقیت، نوآوری و پتانسیل انسانی دارد. او به‌عنوان نویسنده وبلاگ «فرهنگ نوابغ» برای کشف رازهای تیم‌ها و افراد با عملکرد بالا که در زمینه‌های مختلف به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته‌اند، تلاش می‌کند. پاتریک همچنین یک شرکت مشاوره ای را تأسیس کرد که به سازمان ها در توسعه استراتژی های نوآورانه و پرورش فرهنگ های خلاق کمک می کند. آثار او در نشریات متعددی از جمله فوربس، شرکت سریع و کارآفرین منتشر شده است. پاتریک با پیشینه ای در روانشناسی و تجارت، دیدگاه منحصر به فردی را برای نوشته های خود به ارمغان می آورد، و بینش های مبتنی بر علم را با توصیه های عملی برای خوانندگانی که می خواهند پتانسیل خود را باز کرده و دنیایی نوآورتر ایجاد کنند، ترکیب می کند.