Minha Alma (A Paz que Eu Não Quero) توسط O Rappa: تجزیه و تحلیل دقیق و معنی

Minha Alma (A Paz que Eu Não Quero) توسط O Rappa: تجزیه و تحلیل دقیق و معنی
Patrick Gray

Minha Alma (A Paz que Eu Não Quero) آهنگی از گروه O Rappa است که در آلبوم Lado B Lado A محصول سال 1999 گنجانده شده است. با اشعار Marcelo Yuka ، یک آهنگ به مسائل اجتماعی مانند نابرابری و تبعیض می پردازد که مردم برزیل را از هم جدا می کند.

جلد آلبوم Lado B Lado A (1999).

Lado B Lado A بخشی از فهرست رولینگ استون برزیل است که 100 آلبوم برتر موسیقی ملی را گرد هم می آورد. روح من (A Paz que Eu Não Quero) یکی از معروف ترین آهنگ های گروه است.

همچنین ببینید: گل سرخ هیروشیما، اثر وینیسیوس دو موراس (تفسیر و معنا)

آیه های آغازین آن وارد تاریخ موسیقی معاصر برزیل شد و به یک فریاد جنگی تبدیل شد:<3

روح من مسلح است

و صورت را هدف گرفته است

سوسهگو

موسیقی و اشعار

روح من (آرامشی که نمیخواهم) - Rappa

روح من مسلح است

و هدف قرار گرفته است

آرامش

برای صلح بدون صدا

آرامش بدون صدا

>

حفظ تلاش کنید تا شاد باشید (x4)

دروازه های کاندومینیوم

باید محافظتی ایجاد کنند

اما آنها نیز شک و تردید ایجاد می کنند

اگر تو این زندانی

بغلم کن و ببوسم

با من بچه درست کن

اما نذار بشینم

همچنین ببینید: 10 شعر برتر از هیلدا هیلست با تحلیل و نظر

در صندلی راحتی در روز یکشنبه

در جستجوی داروهای جدید

برای اجاره در این ویدئو

اجباری، برای صلح است

که من نمی خواهم

دنبال کنیداعتراف کردن

برای صلح است که نمیخواهم دنبالش کنم (x3)

اعتراف

تحلیل موسیقی

بند اول

روح من مسلح است

و به چهره نشانه رفته است

آرام

برای صلح بدون صدا

آرامش بدون صدا

این صلح نیست، ترس است

اشعار با موضوع شاعرانه ای باز می شود که قدرت خود را اعلام می کند و نشان می دهد که او آماده است با بی تفاوتی تثبیت شده مبارزه کند ("صلح"). با استفاده از تصویری که نماد خشونت روزمره است، بین «روح» و «سلاح» بازی با کلمات انجام می‌شود.

در اینجا پیام پرخاشگری واژگون می‌شود: به‌جای در دست گرفتن هفت تیر، اسلحه‌ای که موضوع آن چیست. باید بجنگد جوهر و هویت اوست. هدف "سکوت" است، سکوتی که از نظر اجتماعی قابل قبول و تشویق است ، هنجاری که همه کسانی را که رنج می برند و مورد تبعیض قرار می گیرند ساکت می کند.

این "آرامش بی صدا" است که وجود دارد. محکوم می شود، زیرا صلح واقعی نیست، بلکه نشانه ای از ترس و سرکوب است . به شهروندانی که از تعصب رنج می برند گوش داده نمی شود و جامعه طوری رفتار می کند که انگار حق حرف زدن، شکایت و استفاده از صدای خود را ندارند. آزمودنی ها در مواجهه با یک تهدید دائمی و اخته کننده، از عواقب و تلافی شکایات خود می ترسند، که اغلب منجر به خودسانسوری، ناتوانی در صحبت کردن می شود. با اولین آیات موضوع، O Rappa یک موقعیت را به ارمغان می آورددر برابر تسلیم و انفعال .

بیت دوم

گاهی با زندگی صحبت می کنم

گاهی این کسی است که می گوید

چه آرامشی دارم 'می خواهم

به تلاش خود ادامه دهید تا شاد باشید (x4)

آزمودنی با تأمل در وضعیت خود، اعلام می کند که گاهی اوقات "با زندگی صحبت می کند"، یعنی فکر می کند، تصمیم می گیرد، او به تنهایی آنچه را که در اطرافش است درک می کند.

در زمان های دیگر، این زندگی است که به شما آموزش می دهد، اتفاقاتی رخ می دهد و چشمان شما را باز می کند. واقعیت خودش او را بیدار می کند و به او می فهماند که دیگر نمی تواند این سکوت را تحمل کند ، باید برای خود بجنگد تا به خوشبختی برسد.

او تصمیم می گیرد این آرامش کاذب را "حفظ" نکند. تعیین موضع نکوهش او، در برابر استعفا .

مترجمه سوم

دروازه های مجتمع مسکونی

باید حفاظت را ایجاد کنند

اما شک هم می آورند

اگر تو این زندانی

بغلم کن و ببوس

با من بچه درست کن

اما نذار بشینم

یکشنبه روی صندلی راحتی

بند سوم مسائل اجتماعی رو که در آهنگ بهشون اشاره شده رو واضح می کنه و بر نابرابری هایی که جمعیت رو از هم جدا می کنه . طبقات بالا از میله‌ها در آپارتمان‌های مجلل خود استفاده می‌کنند تا خود را ایمن نگه دارند.

آن‌ها از خشونت محروم‌ترین طبقات، که به‌عنوان دشمن دیده می‌شوند و به‌عنوان تهدید تلقی می‌شوند، می‌ترسند. از ترس، در نهایت به دام می افتند، زیر خط وتکثیر تقسیم ها و تقابل ها.

در ابیات بعدی، موضوع شاعرانه به ما یادآوری می کند که با وجود همه تفاوت ها، انسانیت ما ما را به هم نزدیک می کند. همه ما نیازهای مشابهی را احساس می کنیم: عشق، محبت، همراهی، صمیمیت، خانواده. خود غنایی فرض می‌کند که می‌خواهد بخشی از هنجار باشد، می‌خواهد رابطه برقرار کند و پدر شود، اما نمی‌داند که در نهایت توسط کسالت و روتین بلعیده شود .

بیت چهارم

در جستجوی داروهای جدید

برای اجاره در این ویدئو

اجباری، برای صلح است

که من نمی خواهم

نگهدار اقرار

برای صلح است که نمیخواهم دنبال کنم (x3)

اعتراف

در ادامه ابیات بیت قبل بیان می کند که می کند. قصد بی انگیزگی، بی انگیزه بودن ، «دنبال داروی جدید»، یعنی چیزهای دیگری که شما را بی حس یا بیگانه می کند، نداشته باشید.

آیه را می توان به نقد ریاکاری جامعه نیز تفسیر کرد. که استفاده از برخی مواد را محکوم می کند و در عین حال مصرف برخی دیگر را ترویج می کند.

در این مورد آنچه به آن اشاره می شود قدرت مضر دستکاری اخبار ، گسترش اطلاعات نادرست در کانال های تلویزیونی این «ویدیو اجباری»، این شستشوی مغزی ، جهل و تنبلی در جستجوی حقیقت را تغذیه می کند. به نظر می رسد از خود بیگانگی، مانند یک ماده مخدر، اعتیاد ایجاد می کند.

به نام صلح واقعی، در جستجوی هماهنگی واقعی بین موجودات است که هیچدیگر نمی تواند "به اعتراف ادامه دهد". شما باید واکنش نشان دهید، سکوت را بشکنید، داستان خود را بگویید . بنابراین، عمل اتفاق می افتد: او تصمیم می گیرد شکایت کند، مبارز شود، برای حقوق خود مبارزه کند. آنچه در جامعه وجود دارد را آشکار می کند، اما اغلب با یک صلح کاذب پنهان می شود. عنوان خود به این توهم صلح اشاره دارد که از دگرگونی های اجتماعی جلوگیری می کند : "(آرامشی که نمی خواهم)"

شواهد عدم تعادل جامعه ای که همچنان با نژادپرستی، فقر و خشونت ، راپا به نام عدالت و برابری موضع می گیرد. موسیقی نیاز به صحبت کردن، عدم پذیرش انفعال، سکوت و تبعیض را به ما یادآوری می کند.

درباره راپا

راپا یک موزیکال گروهی بود که در ریو شکل گرفت. دژانیرو در سال 1993، توسط مارسلو فالکائو، مارسلو یوکا، نلسون مایرلس، زاندائو منزز و مارسلو لوباتو ادغام شد. این گروه به دلیل سبک منحصر به فرد خود، با ترکیب رگی، رپ، راک و موسیقی محبوب برزیلی به شهرت رسید. اشعار آنها همچنین فرهنگ و صحنه موسیقی برزیل را مشخص می کند و به موضوعات سیاسی و اجتماعی که در بافت ملی اهمیت دارند، صدا می دهد.

در سال 2001، مارسلو یوکا، ترانه سرای اصلی گروه، قربانی این گروه شد. خشونتی را که او در حین سرقت مورد اصابت گلوله قرار گرفت، محکوم کرد. در پی این حمله، این هنرمند دچار فلج شد و مجبور به ترک شدحرفه درامر.

Cultura Genial در Spotify

بهترین های رپ ملی

همچنین ببینید




Patrick Gray
Patrick Gray
پاتریک گری نویسنده، محقق و کارآفرینی است که اشتیاق به کاوش در تلاقی خلاقیت، نوآوری و پتانسیل انسانی دارد. او به‌عنوان نویسنده وبلاگ «فرهنگ نوابغ» برای کشف رازهای تیم‌ها و افراد با عملکرد بالا که در زمینه‌های مختلف به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته‌اند، تلاش می‌کند. پاتریک همچنین یک شرکت مشاوره ای را تأسیس کرد که به سازمان ها در توسعه استراتژی های نوآورانه و پرورش فرهنگ های خلاق کمک می کند. آثار او در نشریات متعددی از جمله فوربس، شرکت سریع و کارآفرین منتشر شده است. پاتریک با پیشینه ای در روانشناسی و تجارت، دیدگاه منحصر به فردی را برای نوشته های خود به ارمغان می آورد، و بینش های مبتنی بر علم را با توصیه های عملی برای خوانندگانی که می خواهند پتانسیل خود را باز کرده و دنیایی نوآورتر ایجاد کنند، ترکیب می کند.