مکتب فرانکفورت: چکیده، نویسندگان، آثار، زمینه تاریخی

مکتب فرانکفورت: چکیده، نویسندگان، آثار، زمینه تاریخی
Patrick Gray

متفکران یهودی، عمدتاً مارکسیست‌ها، در سال 1923 شروع به ملاقات کردند و مؤسسه تحقیقات اجتماعی (Institut für Sozialforschung در آلمانی) را تأسیس کردند.

مدرسه بین‌رشته‌ای (به آلمانی Frankfurter Schule)، که در دانشگاه فرانکفورت قصد داشت تا در مورد جامعه، انسان و فرهنگ تأمل کند. روشنفکران بر موضوعات مرتبط با ادبیات، فلسفه، سیاست و اقتصاد و همچنین عناصر زندگی روزمره تمرکز داشتند

بزرگترین نام های این مدرسه عبارت بودند از: تئودور دبلیو. آدورنو (1903-1969)، ماکس هورکهایمر (1895) -1973) و والتر بنجامین (1892-1940).

چکیده

ظهور مدرسه

1923 سال اولین هفته کاری مارکسیستی بود ، کنگره ای که توسط فلیکس جی ویل (1898-1975)، دکتر علوم سیاسی سازماندهی شد، که تعدادی از روشنفکران، عمدتاً یهودیان را گرد هم آورد.

ماکس وبر: بیوگرافی و نظریه ها ادامه مطلب

پدر فلیکس ویل، هرمان ویل، به آرژانتین مهاجرت کرد و در آنجا یک تجارت موفق غلات افتتاح کرد. این خانواده در سال 1908 به آلمان بازگشتند و سالها بعد تصمیم گرفتند که هزینه ایجاد موسسه را تامین کنند. بنابراین، پدر ویل حامی گروه بود و در یک سال 120000 مارک برای ایجاد این موسسه پرداخت کرد. الهام بخش ایجاد این مدرسه از موسسه مارکس انگلس در مسکو بود که در سال 1920 تأسیس شد.

در 3 فوریه 1923، فرمانی ازوزارت آموزش فرانکفورت مجوز افتتاح مدرسه را صادر کرد.

آغاز مدرسه

با رویکرد فرانشته ای و عمدتا کمونیستی ، قصد اولیه ترویج

همچنین ببینید: 14 شعر کوتاه در مورد زندگی (همراه با نظر)

تحقیق در تاریخ سوسیالیسم و ​​جنبش کارگری، تاریخ اقتصادی، تاریخ و نقد اقتصاد سیاسی (ویگرشاو) بود

اما به زودی اندیشمندان افق خود را گسترش دادند و آنها همچنین شروع به تأمل در موضوعات جامعه شناسی، فلسفه، زبان، علوم سیاسی و روانکاوی کردند.

در 22 ژوئن 1924، آنها موفق به تأسیس مؤسسه تحقیقات اجتماعی (به آلمانی، Institut für Sozialforschung) شدند. این مؤسسه توسط کارل گرونبرگ، که تا سال 1930، زمانی که ماکس هورکهایمر روی کار آمد، مسئول مؤسسه بود، شروع به کار کرد.

نام های اصلی مدرسه فرانکفورت

این مدرسه نسل اول داشت. - که دارای اعضای اصلی مانند آدورنو و مارکوزه بود - و معمولاً تا دهه 1940 در نظر گرفته می شود.

پس از آن دوره تا سال 1967، نسل دوم با نام هایی مانند هابرماس و آلفرد اشمیت شناخته می شود. کسانی وجود دارند که هنوز وجود نسل سوم را مورد سوال قرار می دهند. 1973)

  • تئودور دبلیو. آدورنو (1903-1969)
  • کارل گرونبرگ (1861-1940)
  • والتر بنجامین(1892-1940)
  • فریدریش پولاک (1894-1970)
  • یورگن هابرماس (1929)
  • زیگفرید کراکائر (1889-1966)
  • هربرت مارکوزه (1898-1979)
  • اریش فروم (1900-1980)
  • تأثیرگذاران اصلی

    با یک ایده آل مارکسیستی حرکت می کنند ، روشنفکران در آن زمان بسیار تحت تأثیر قرائت های فروید، وبر، نیچه، کانت و هگل قرار گرفت.

    سوالات محوری مطرح شده توسط مکتب

    روشنفکران مکتب فرانکفورت را با کار بر روی مطالعه مارکسیستی آغاز کردند. تئوری و در نهایت افق های تحقیقاتی خود را گسترش دادند، به ویژه بر روی مسئله صنعت فرهنگی تمرکز کردند.

    آنها با مشاهده کمبود دانش از مارکسیسم کلاسیک انتقاد کردند - مارکسیسم کلاسیک دقیقاً به این موضوع اختصاص نداشت. تفکر حوزه فرهنگ در پی اصلاح این شکاف ، اعضای مکتب فرانکفورت توجه خود را به ویژه به این سوال معطوف کردند.

    نظریه انتقادی

    محققان نظریه انتقادی<را ارائه کردند. 7> در مورد جامعه ای که به دنبال آگاه کردن و آگاه ساختن مردان - با وجدان اجتماعی - به دنبال پرورش روحیه انتقادی بود.

    روشنفکران از خود پرسیدند و سعی کردند سوالات زیر را تکرار کنند. : چرا مصرف می کنیم؟ و چرا چیزی را که به آن نیاز نداریم می خریم؟ جامعه مصرف‌کننده چگونه بر ما تأثیر می‌گذارد تا چیزهای زائد را بخواهیم؟ از چه طریقیآیا رسانه ها ما را از خود بیگانه می کنند و ما را تشویق می کنند که به چیزهای غیر ضروری دست پیدا کنیم؟ چرا ما در معرض این بهمن کالاهای مصرفی هستیم؟

    طی تحقیقات انجام شده توسط مکتب فرانکفورت، مشاهده شد که روبنای اجتماعی که در آن قرار گرفته ایم، ما را برای انجام اقدامات لازم برای آن بسیج می کند. سیستم اقتصادی و اجتماعی به کار خود ادامه می دهد. به عبارت دیگر، ارتباطات و فرهنگ ارتباط تنگاتنگی با حوزه و مصرف دارند.

    برخلاف آنچه معمولاً تصور می‌شود، انسان‌ها آزاد، آگاه و کاملاً خودمختار نیستند، بلکه بخشی از یک سیستم جمعی هستند که او را مصرف می‌کند. به شیوه ای کم و بیش آگاهانه.

    صنعت فرهنگی

    آدورنو و همکلاسی هایش نگرانی روی گسترش وسایل ارتباطی و تاثیری که این مقدار

    روشنفکران با نگاهی تحلیلی بر ابزارهای ارتباطی تمرکز کردند و سعی کردند صنعت فرهنگی زمان خود را تحلیل کنند.

    روشنفکران سرمایه داری را نقد کردند و در مورد 6>عواقب این فرهنگ تولید و مصرف انبوه . آنها عمدتاً در مورد اینکه چگونه تولید انبوه بر ادراک ما از آثار هنری تأثیر می‌گذارد (انبوه‌سازی محصولات فرهنگی) تأثیر می‌گذارد.

    سایر موضوعات در دستور کار

    مدرسه فرانکفورت دربارهمسئله نه تنها تسلط مالی، بلکه (و بالاتر از همه) تسلط فرهنگی، روانی و سیاسی . اقتدارگرایی و توتالیتاریسم نیز در دستور کار متفکرانی بود که دوران سیاسی پیچیده ای را با ظهور نازیسم سپری کردند.

    روشنفکران مکتب به بافت معاصر می اندیشیدند و در هنگام تحلیل، مثلاً سینما، روشنفکرانی پیشرو بودند. هنوز در آکادمی مطالعه نشده بود یا کم بود. والتر بنجامین در تفکر در مورد اینکه چگونه ظهور تکنیک های تولید مثل جدید حساسیت ما را در مورد لذت بردن از آثار هنری (به اصطلاح از دست دادن هاله) تغییر داد، پیشگام بود.

    A Revista da Escola

    آثاری که توسط اعضای مدرسه و همکاران نوشته می شد در مجله مؤسسه با نام اصلی Zeitschrift für Sozialforschung منتشر شد.

    نام مجله به انگلیسی تغییر کرد و بعداً به مطالعات فلسفه و علوم اجتماعی تبدیل شد.

    درباره نام مدرسه

    در واقع، نام مدرسه فرانکفورت تنها در دهه شصت برای شناسایی این گروه از محققین به صورت پسینی داده شد.

    زمینه پیدایش مکتب فرانکفورت

    این مکتب در دوره بین جنگ‌ها شکل گرفت، زمانی که پیامدهای ویرانگر جنگ جهانی اول از قبل دیده می‌شد و نشانه‌های اولیه جنگ جهانی دوم در حال تنظیم بود.

    راپایان دهه 1920 با ظهور نازیسم و ​​آزار و اذیت یهودیان مشخص شد. در سال 1933، خانه هورکهایمر مورد تهاجم قرار گرفت - افسران روشنفکر یا همسرش را که به آنها هشدار داده شده بود که در یک هتل زندگی می کنند، پیدا نکردند.

    تغییر مدرسه روستایی

    در ژوئیه 1933 مدرسه توسط نازی ها به دلیل توسعه "فعالیت های خصمانه" بسته شد و مجبور شد به ژنو منتقل شود. در آنجا به Société Internationale de Recherches Sociales تبدیل شد. پس از آن، او دوباره به پاریس و در سال 1934 به نیویورک (دانشگاه کلمبیا) مهاجرت کرد.

    همچنین ببینید: فیلم Bohemian Rhapsody (نقد و خلاصه)

    مدرسه تنها در سال 1953 به مقر اصلی خود بازگشت.

    آثار منتشر شده

    از تئودور آدورنو

    • صنعت و جامعه فرهنگی
    • مینیما مورالیا

    نوشته ماکس هورکهایمر

    • نظریه سنتی و نظریه انتقادی
    • کسوف عقل

    توسط تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر

    • دیالکتیک روشنگری
    • 13>

      نوشته اریش فروم

      • تحلیل انسان
      • مفهوم مارکسیستی انسان

      والتر بنیامین

      • مفهوم نقد هنری در رمانتیسم آلمانی
      • منشا درام باروک آلمان

      توسط یورگن هابرماس

      • نظریه کنش ارتباطی
      • گفتمان فلسفی مدرنیته

      توسط هربرت مارکوزه

      • اروس وتمدن
      • ایدئولوژی جامعه صنعتی

      همچنین مراجعه کنید




    Patrick Gray
    Patrick Gray
    پاتریک گری نویسنده، محقق و کارآفرینی است که اشتیاق به کاوش در تلاقی خلاقیت، نوآوری و پتانسیل انسانی دارد. او به‌عنوان نویسنده وبلاگ «فرهنگ نوابغ» برای کشف رازهای تیم‌ها و افراد با عملکرد بالا که در زمینه‌های مختلف به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته‌اند، تلاش می‌کند. پاتریک همچنین یک شرکت مشاوره ای را تأسیس کرد که به سازمان ها در توسعه استراتژی های نوآورانه و پرورش فرهنگ های خلاق کمک می کند. آثار او در نشریات متعددی از جمله فوربس، شرکت سریع و کارآفرین منتشر شده است. پاتریک با پیشینه ای در روانشناسی و تجارت، دیدگاه منحصر به فردی را برای نوشته های خود به ارمغان می آورد، و بینش های مبتنی بر علم را با توصیه های عملی برای خوانندگانی که می خواهند پتانسیل خود را باز کرده و دنیایی نوآورتر ایجاد کنند، ترکیب می کند.