O Meu Pé de Laranja Lime (خلاصه و تحلیل کتاب)

O Meu Pé de Laranja Lime (خلاصه و تحلیل کتاب)
Patrick Gray

کتاب زندگی‌نامه کودکان درخت پرتقال من که در سال 1968 منتشر شد، بزرگترین موفقیت نویسنده برزیلی خوزه مائورو د واسکونسلوس بود. در برزیل و خارج از کشور پس از موفقیت چشمگیر، اقتباس‌هایی برای سینما و تلویزیون ظاهر شد (یک تله‌نوول به تهیه‌کنندگی توپی و دو تله‌نوول توسط باند). پسر ززه، پسری معمولی، پنج ساله، متولد بانگو، در حومه ریودوژانیرو.

بسیار باهوش و مستقل، او به حیله گری شهرت دارد و این اوست که داستان را در درخت پرتقال آهکی من . به دلیل خردمندی او، گفته می شد که ززه "شیطان را در بدن خود داشت".

پسر آنقدر باهوش است که حتی در نهایت خواندن را خودش یاد می گیرد. قسمت اول کتاب به زندگی پسر، ماجراهای او و عواقب آن می پردازد.

او با کشف آن به تنهایی و انجام آن به تنهایی یاد گرفت، او این کار را اشتباه انجام داد و آن را اشتباه انجام داد، او همیشه در نهایت نتیجه گرفت. زندگی ززه خوب، آرام و با ثبات بود. او با خانواده‌اش در خانه‌ای راحت زندگی می‌کرد و همه چیز مورد نیازش را از نظر مادی داشت، تا اینکه پدرش شغلش را از دست داد و مادرش مجبور شد در شهر و به طور خاص در موئینهو اینگلس کار کند. ززه چندین خواهر و برادر دارد: گلوریا، توتوکا، لالا، ژاندیرا ولوئیس.

در یک کارخانه کار می کند، مادر روز را در محل کار می گذراند در حالی که پدر، بیکار، در خانه می ماند. با شرایط جدید خانواده، آنها مجبور می شوند خانه خود را تغییر دهند و روال معمولی تری داشته باشند. کریسمس پربرکت سال گذشته با یک میز خالی و درختی بدون هدیه جایگزین شد.

از آنجایی که خانه جدید دارای حیاط خلوت است، هر کودک درختی را انتخاب می کند که آن را درخت خود بنامد. از آنجایی که Zezé آخرین نفری است که انتخاب می کند، در نهایت با یک درخت پرتقال معمولی روبرو می شود. و از این رویارویی با درختی ضعیف و غیرجذاب است که دوستی قوی و واقعی پدید می آید. ززه نام درخت پرتقال لیمویی مینگوینیو می‌گذارد:

— می‌خواهم بدانم آیا مینگوینیو خوب است؟

— مینگوینیو چیست؟>

— اسمی پیدا کردید که خیلی شبیه اوست. شما دیوانه هستید که چیزهایی پیدا می کنید.

از آنجایی که او همیشه بی فایده بود، معمول بود که ززه در یکی از شوخی های خود گرفتار شود و توسط والدین یا خواهر و برادرهایش کتک بخورد. سپس آنجا می رفت تا خود را با مینگوینیو، درخت پرتقال دلجویی کند. در یکی از مواردی که او به مشکل برخورد کرد، آنقدر توسط خواهر و پدرش کتک خورد که مجبور شد یک هفته بدون رفتن به مدرسه بماند.

علاوه بر مینگوینیو، دوست بزرگ دیگر ژزه مانوئل والدارس است. که با نام پرتغالی نیز شناخته می شود و قسمت دوم کتاب حول محور او می چرخد. پرتغال با ززه مانند یک پسر رفتار کرد و تمام صبر و محبتی را که پسر در خانه دریافت نکرد به او داد. آدوستی بین این دو با بقیه اعضای خانواده مشترک نبود.

بر اساس سرنوشت، پورتوگا زیر گرفته می شود و می میرد. ززه نیز به نوبه خود بیمار می شود. و برای بدتر شدن اوضاع برای پسر، آنها تصمیم می گیرند درخت پرتقال را که بیش از حد انتظار در حیاط خلوت رشد کرده بود قطع کنند.

وقتی پدر پس از مدت ها در خانه شغلی پیدا می کند، وضعیت تغییر می کند. اما ززه، با وجود اینکه تقریباً شش سال دارد، این تراژدی را فراموش نمی کند:

آنها قبلاً آن را قطع کردند، بابا، بیش از یک هفته است که درخت پرتقال مرا قطع کرده اند.

روایت بسیار شاعرانه است و تک تک شوخی های پسر از نگاه شیرین کودک روایت می شود. نقطه اوج داستان در پایان روایت اتفاق می افتد، زمانی که مینگوینیو اولین گل سفید خود را می دهد:

روی تخت نشسته بودم و با اندوهی دردناک به زندگی نگاه می کردم.

— ببین ززه در دستانش یک گل کوچک سفید بود.

— اولین گل مینگوینیو. به زودی به یک درخت پرتقال بالغ تبدیل می شود و شروع به باریدن پرتقال می کند.

گل سفید را بین انگشتانم صاف کردم. من دیگر برای هیچ چیز گریه نمی کنم. حتی اگر مینگوینیو سعی می کرد با آن گل از من خداحافظی کند. او دنیای رویاهای من را برای دنیای واقعیت و درد من ترک کرد.

— حالا بیا کمی فرنی بخوریم و مثل دیروز در خانه قدم بزنیم. اکنون در راه است.

تفسیر و تحلیل داستان

علیرغمکتاب درخت پرتقال من علیرغم مدت محدودش، موضوعات کلیدی برای تفکر در مورد کودکی را لمس می کند. در سراسر این صفحات کوتاه، می بینیم که چگونه مشکلات بزرگسالان می تواند منجر به بی توجهی به کودکان شود و چگونه آنها با پناه بردن به یک جهان خصوصی و خلاق به این رها شدن واکنش نشان می دهند.

ما همچنین به این نکته توجه می کنیم. شخصیت دگرگون کننده محبت زمانی که همان کودک نادیده گرفته شده توسط بزرگسالی که قادر به استقبال است در آغوش گرفته می شود. در اینجا، این شخصیت توسط پرتغال نشان داده می شود که همیشه مایل به اشتراک گذاری با ززه است.

همچنین به 32 بهترین شعر توسط کارلوس دراموند دی آندراد تجزیه و تحلیل شده است آلیس در سرزمین عجایب: خلاصه کتاب و تجزیه و تحلیل 6 بهترین شعر برزیلی نظر داستان های کوتاه

این واقعیت که کتاب به سرعت فراتر از مرزهای برزیل گسترش یافت ( Meu pé de orange lima به زودی به 32 زبان ترجمه و در 19 کشور دیگر منتشر شد) نشان می دهد که درام هایی که کودک تجربه کرده است. در حومه ریودوژانیرو کودکان بی شماری در سراسر جهان مشترک هستند - یا حداقل به موقعیت های مشابه اشاره می کنند. همانطور که می بینید، غفلت از کودک به نظر می رسد که یک ویژگی جهانی دارد.

بسیاری از خوانندگان با این واقعیت که پسر از سناریوی واقعی غافلگیر کننده فرار می کند، به سمت یک تخیلی ساخته شده از احتمالات شاد آشنا می شوند. شایان ذکر است که ززه فقط قربانی خشونت نبود جسمی و روانی از جانب سالمندان. بدترین تنبیه ها حتی از درون خود خانواده می آمد.

کتاب چشم خواننده را به سمت تاریک دوران کودکی می گشاید، که اغلب در مواجهه با حجم عظیم مطالبی که موضوع کودکی ایده آل شده را در خود دارد فراموش می شود.

شخصیت های اصلی

اگرچه روایت طیف وسیعی از شخصیت ها را ارائه می دهد، برخی اهمیت بیشتری دارند:

Zezé

یک پسر بچه پنج ساله شیطون ، ساکن بانگو (حومه ریودوژانیرو). زیزه فوق العاده مستقل و کنجکاو، همیشه در حال آشفتگی بود و زمانی که او را کشف می کردند مورد ضرب و شتم قرار می گرفت.

همچنین ببینید: The Fault in Our Stars: توضیح فیلم و کتاب

Totóca

برادر بزرگتر Zeze. او خودخواه، دروغگو و گاهی به شدت خودخواه است.

Luís

کوچکترین برادر Zezé، او توسط پسر Rei Luiz نامیده می شد. این افتخار بزرگ Zezé است که مستقل، ماجراجو و بسیار خودمختار است.

Glória

خواهر بزرگتر و اغلب محافظ Zezé. او همیشه آماده دفاع از کوچکترین هاست.

پدر

پدر ززه که از بیکاری ناامید و از ناتوانی در حمایت از خانواده ناامید شده است، در نهایت نسبت به فرزندان خود بی تاب می شود. او همچنین تمایل زیادی به نوشیدن الکل دارد. وقتی سعی می کند بچه ها را تنبیه کند، از زور استفاده می کند و گاهی از کتک هایی که می کند پشیمان می شود.

مادر

بسیار مراقب و نگران بچه ها، مادر ززه وقتی متوجه وضعیت مالی می شود.خانواده پیچیده آستین‌های خود را بالا می‌زنند و برای حمایت از خانه سر کار در شهر می‌روند.

انگلیسی

مانوئل والدارس با ززه مانند یک پسر رفتار می‌کند و به پسر محبت و توجه می‌دهد که بارها پسر در خانه دریافت نمی کند او ثروتمند بود و یک ماشین لوکس داشت که به زیزه گفت این ماشین متعلق به هر دوی آنهاست (او گفت که دوستان هم به اشتراک می گذارند). پا از نارنجی لیما دو کوئینتا، دوست بزرگ و معتمد ززه.

زمینه تاریخی در برزیل

در برزیل ما در دهه های 1960 و 1970 دوران سختی را سپری کردیم. دیکتاتوری نظامی، در سال 1964 اجرا شد. مسئول حفظ فرهنگ سرکوبگر بود که باعث تداوم ترس و سانسور می شد. خوشبختانه، خلق خوزه مائورو د واسکونسلوس از هیچ نوع محدودیتی رنج نبرد.

از آنجایی که بیشتر بر روی دنیای کودکان تمرکز دارد و واقعاً به هیچ موضوع سیاسی نمی پردازد، این اثر بدون ارائه هیچ گونه سانسوری گذشت. مسئله. به طور قطع مشخص نیست که آیا میل به کندوکاو در مضامین دوران کودکی ناشی از میل به کنکاش در جهان اتوبیوگرافیک است یا این انتخاب یک ضرورت برای فرار از سانسور بود که در آن زمان چندان به دنیای کودکان مربوط نمی شد.

به هر حال، ما در زندگی روزمره قهرمان خوزه مائورو می بینیم که چگونه پسربچه تحت سرکوب قرار گرفت (نه توسط دولت، بلکه در داخل خانه خود، توسط پدر یا پدرش).توسط برادران). اشکال تحریم هم جسمی و هم روانی بود:

تا همین اواخر کسی به من ضربه نزد. اما بعد آنها چیزهایی را کشف کردند و مدام می گفتند که من سگ هستم، که من یک شیطان هستم، یک گربه خاکستری با خز بد. او تجربیات خود را برای نوشتن کتاب به دست آورد. واقعیت آن زمان کشور تجدید، آزادی و تقبیح مشکلات اجتماعی بود. با این حال، این نشریه در واقع در سال 1968 در یک زمینه تاریخی کاملاً متفاوت نوشته شده است: در اوج دیکتاتوری نظامی زمانی که کشور سال های سربی را تحت سرکوب شدید تجربه می کرد.

در ژوئن سال 1968، سال انتشار درخت پرتقال من ، Passeata dos Cem Mil در ریودوژانیرو برگزار شد. در همان سال AI-5 (قانون نهادی شماره 5) تصویب شد که هرگونه تظاهرات علیه رژیم را ممنوع می کرد. آن سال‌ها سال‌های سختی بود که با آزار و شکنجه مخالفان سیاسی مشخص شد.

از نظر فرهنگی، تلویزیون نقش مهمی در جامعه ایفا کرد زیرا توانست وارد خانه‌های متفاوت‌ترین طبقات اجتماعی شود. داستانی که خوزه مائورو د واسکونسلوس بیان می‌کند، عمدتاً به دلیل اقتباس‌های ساخته شده برای تلویزیون برای عموم شناخته شد.

اقتباس‌ها برای سینما و تلویزیون

در سال 1970، Aurélio Teixeira کارگردانی این فیلم را بر عهده داشتاقتباسی سینمایی از درخت پرتقال من که قلب بینندگان را به دست آورد.

در همان سال، تله نوولای توپی با فیلمنامه ای از ایوانی ریبیرو و کارگردانی کارلوس زارا ظاهر شد. در این نسخه اول، هارولدو بوتا در نقش زیزه و اوا ویلما نقش ژاندیرا را بازی کردند.

ده سال بعد، رد باندیرانتس از متن ایوانی ریبیرو استفاده کرد و دومین اقتباس از آن را پخش کرد. کلاسیک نوجوانان نسخه جدید، به کارگردانی ادسون براگا، بین 29 سپتامبر 1980 و 25 آوریل 1981 پخش شد. شخصیت اصلی که برای ایفای نقش Zezé انتخاب شد، الکساندر ریموندو بود.

بعد از موفقیت نسخه اول، باند تصمیم گرفت یک فیلم بسازد. نسخه جدید درخت پرتقال من . فصل اول در 7 دسامبر 1998 پخش شد. این اقتباس توسط Ana Maria Moretszohn، Maria Cláudia Oliveira، Dayse Chaves، Izabel de Oliveira و Vera Villar به کارگردانی Antônio Moura Matos و Henrique Martins امضا شد.

بازیگرانی مانند به عنوان رجیان آلوز (با بازی لیلی)، رودریگو لومباردی (با بازی هنریکه) و فرناندو پاوائو (با بازی رائول) در این نسخه شرکت کردند>

خوزه مائورو د واسکونسلوس در 26 فوریه 1920 در حومه ریودوژانیرو (در بانگو) به دنیا آمد. در سن 22 سالگی که دارای خلاقیت و روحیه ادبی بسیار بود، فعالیت ادبی خود را با این کتاب آغاز کرد. براوا موز . از آنجایی که نمی توانست خود را به طور کامل وقف ادبیات کند، به عنوان پیشخدمت، مربی بوکس و کارگر مشغول به کار شد.

او زندگی ادبی غنی داشت، کتاب هایش بارها تجدید چاپ شد، در خارج از کشور ترجمه شد و برخی برای سمعی و بصری اقتباس شدند. در سال 1968، او بزرگترین موفقیت خود را در میان مردم و منتقدان منتشر کرد: Meu Pé de Laranja Lima.

همچنین ببینید: نمایش ترومن: خلاصه و تأملاتی در مورد فیلم

خوزه مائورو در رابطه با روال خلاقانه خود گفت:

«وقتی داستان کاملاً از تخیل تشکیل شده است زمانی که من شروع به نوشتن می کنم. من فقط زمانی کار می کنم که این تصور را داشته باشم که رمان از منافذ بدنم بیرون می آید. سپس همه چیز با عجله پیش می رود"

علاوه بر خوزه مائورو که برای نویسندگی زندگی می کرد، به عنوان بازیگر نیز کار می کرد (او حتی جایزه ساچی را برای بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد دریافت کرد). او در 24 ژوئیه 1984 در سن 64 سالگی در شهر سائوپائولو درگذشت.




Patrick Gray
Patrick Gray
پاتریک گری نویسنده، محقق و کارآفرینی است که اشتیاق به کاوش در تلاقی خلاقیت، نوآوری و پتانسیل انسانی دارد. او به‌عنوان نویسنده وبلاگ «فرهنگ نوابغ» برای کشف رازهای تیم‌ها و افراد با عملکرد بالا که در زمینه‌های مختلف به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته‌اند، تلاش می‌کند. پاتریک همچنین یک شرکت مشاوره ای را تأسیس کرد که به سازمان ها در توسعه استراتژی های نوآورانه و پرورش فرهنگ های خلاق کمک می کند. آثار او در نشریات متعددی از جمله فوربس، شرکت سریع و کارآفرین منتشر شده است. پاتریک با پیشینه ای در روانشناسی و تجارت، دیدگاه منحصر به فردی را برای نوشته های خود به ارمغان می آورد، و بینش های مبتنی بر علم را با توصیه های عملی برای خوانندگانی که می خواهند پتانسیل خود را باز کرده و دنیایی نوآورتر ایجاد کنند، ترکیب می کند.