پیشتازان اروپایی: جنبش ها، ویژگی ها و تأثیرات در برزیل

پیشتازان اروپایی: جنبش ها، ویژگی ها و تأثیرات در برزیل
Patrick Gray

وقتی از پیشتازان اروپایی صحبت می‌کنیم، اشاره به جنبش‌های هنری متفاوتی است که در آغاز قرن بیستم در کشورهای مختلف قاره اروپا رخ داد. در مورد آفرینش هنری از طریق زبان‌های مختلف، به‌ویژه نقاشی.

این گروه شامل پیشتازان: اکسپرسیونیسم، فوویسم، کوبیسم، فوتوریسم، دادائیسم و ​​سوررئالیسم هستند که مسئول نشانه‌گذاری یک لحظه فرهنگی و تأثیرگذاری بر هنر هستند. که در پی خواهد آمد، از جمله در خاک برزیل.

آوانگاردها در اروپا: زمینه تاریخی، انگیزه ها و ویژگی های کلی

جریان هایی که از دهه اول سال گذشته در هنر ظهور کردند. قرن منعکس کننده آرمان های زمان خود بود که با تغییرات عمیق در جهان مشخص شد. علاوه بر انقلاب روسیه و جنگ جهانی اول.

در این دوره جهشی در ساختار سرمایه داری رخ داد و نابرابری های بین بورژوازی و پرولتاریا تشدید شد و باعث شد جنبش هایی برای شرایط زندگی بهتر پدیدار شود. مثلاً تشکل های صنفی.

در این دیگ تضادها و تضادهاست که هنرمندان غوطه ور می شوند. بنابراین، طبیعتاً هنر تولید شده توسط آنها استتحت تأثیر تمام اضطراب ها و سؤالات آن دوره بود.

از طریق منابع زیبایی شناختی نوآورانه بود که آنها توانستند ایده های جدیدی را منتقل کنند و بخشی از سردرگمی موجود در جامعه فعلی را بیان کنند.

پیشتازان تکه تکه شدن اشکال، خودسری رنگ ها، اغراق و پوچی را به عنوان راه هایی برای انعکاس دنیای جدیدی که در حال تولد بود، پیشنهاد کردند.

آنها نوعی سرکشی را به ارمغان آوردند، به دنبال گسست از هنر سنتی و پیشنهادی کاملاً جدید در مورد هنر و انسان.

جریان های هنری پیشتازان اروپایی

اکسپرسیونیسم: بازنمایی اضطراب

جنبش اکسپرسیونیستی با ایجاد مجموعه ای با عنوان Die Brücke (پل)، طراحی شده توسط هنرمندان ارنست کرشنر (1880-1938)، اریش هکل (1883-1970) و کارل اشمیت-روتلوف (1884-1976) در سال 1905 در درسدن، آلمان. .

Rua Dresda (1908)، اثر ارنست لودویگ کرشنر

این گروه قرار بود احساسات شدیدی مانند ترس، اضطراب، اضطراب، تنهایی را به تصویر بکشد. و درماندگی به همین دلیل، آثار اکسپرسیونیستی دارای شخصیتی بدبینانه ، شاید تهاجمی و اغراق آمیز، با رنگ های متضاد و ضربه های قلموی قوی هستند. "، قبلا ظاهر شد.

هنرمندان مهم برایظاهر این جریان ادوارد مونک و ونسان ون گوگ بودند، اولین کسانی که پیشروی جریان در نظر گرفته شدند.

فویسم: خودسری رنگی

فویسم نام جنبشی است که آندره دراین داشت. (1880) به عنوان نمایندگان -1954)، موریس دو ولامینک (1876-1958)، اوتون فریز (1879-1949) و هانری ماتیس (1869-1954)، مشهورترین گروه.

در این سبک در نقاشی، هنرمندان به دنبال آزادی در نمایش اشکال و استفاده از رنگ ها بودند. صحنه ها دارای چهره های ساده شده بودند که در آنها هیچ تعهدی به بازنمایی واقع گرایانه وجود نداشت.

Harmony in Red (1908)، اثر هنری ماتیس به این ترتیب استفاده رنگی به صورت مستقیم و عموماً بدون اختلاط رنگدانه ها و گرادیان ها انجام شد. بنابراین، آثار رنگ‌های تند و خالص را به نمایش می‌گذارند که خودسرانه به کار می‌رفتند.

اصطلاح فوویسم از les fauves مشتق شده است که در فرانسوی به معنی "جانوران" یا "جانوران" است. "حیوانات وحشی". این نام توسط منتقد هنری لوئی واکسل، که در سال 1905 از "سالن پاییز" در پاریس بازدید کرد و از آثار این هنرمندان شوکه شد و آنها را با تحقیر "وحشی" نامید.

ماتیس داده شد. مهم ترین فاویست ها بود و کارهایی را تولید کرد که بعداً بر طراحی و مد تأثیر گذاشت.

درباره فوویسم بیشتر بیاموزید.

کوبیسم: هندسه و تکه تکه شدن شکل ها

کوبیسم شاید استمهمترین آوانگارد هنری آن دوره. این از کار پل سزان (1838-1906) نشات گرفته است، که شروع به کشف اشکال استوانه ای، کروی و مخروطی کرد. 1963). هدف این هنرمندان این بود که فیگورها را تجزیه کنند، گویی آنها را در یک صفحه "باز" ​​می کردند. بنابراین، آنها بدیهی است که تعهدی به بازنمایی واقعیت نداشتند>

ایده این بود که شکل ها را هندسی و قطعه بندی کنیم ، نمایش چندین نقطه نظر در یک زاویه، تغییر مفهوم سه بعدی بودن، نمایشی که رنسانس آنچنان مورد نظر بود.

حرکت در دو رشته تحلیلی و مصنوعی توسعه یافت. در کوبیسم تحلیلی که تقریباً بین سال‌های 1908 تا 1911 ادامه یافت، پیکاسو و براک از رنگ‌های تیره مانند سیاه، خاکستری، قهوه‌ای و اخرایی استفاده کردند تا بر فرم‌ها تأکید کنند. در این روند، از هم پاشیدگی ارقام به آخرین پیامدها کشیده شد که اشیاء را غیرقابل تشخیص کرد.

بعدها کوبیسم مصنوعی با هدف بازگرداندن مفهومی قابل درک تر ایجاد شد. هنری و فیگوراتیو در این جریان، درج اشیای واقعی مانند قطعات چوب، شیشه و کلاژ نیز در آثار وجود داشت.از حروف و اعداد به همین دلیل به این سبک کلاژ نیز می گویند.

آینده گرایی: سرعت و تهاجمی به عنوان هدف

برخلاف سایر پیشتازان، آینده گرایی جنبشی بود که ایدئولوژی مبتنی بر خشونت، تکنولوژی، صنعتی شدن را تعالی بخشید. و پویایی.

تفسیح شده توسط نویسنده فیلیپو توماسو مارینتی (1876-1944)، مانیفست آینده پژوهی 1909 عمدتاً به ادبیات اختصاص داشت.

پویایی یک خودرو (1913)، اثر لوئیجی روسولو

پس از مدتی، هنرهای تجسمی نیز با اومبرتو بوچیونی (1882-1916)، کارلوس کارا (1881-1966)، لوئیجی روسولو (1885 - 1885) ادغام شد. 1974) و Giacomo Balla (1871-1958).

این هنرمندان با تکیه بر ایده های فاشیستی و پرستش خشونت به دنبال به تصویر کشیدن سرعت دنیای مدرن بودند. برخی از اعضای این شاخه حتی بعداً به حزب فاشیست ایتالیا پیوستند.

همچنین ببینید: 16 شعر کوتاه عاشقانه که بیانیه زیبایی هستند

دادائیسم: "ضد هنر"

با شروع جنگ جهانی اول (1914-1918)، آنها به تبعید زوریخ، سوئیس، برخی از روشنفکران و هنرمندان با وحشت‌های جنگ مخالفت کردند و مشارکت کشورهای خود در جنگ را انکار کردند.

منبع (1917)، نوشته مارسل دوشان

در چنین شرایطی و با ناباوری عمیق به دنیایی که در آن زندگی می‌کردند، جنبشی را یافتند که قصد داشت گیجی و پوچ بودن زمان خود را نشان دهد.

جریانبا عنوان Dadá، اصطلاحی که به طور تصادفی انتخاب می شود، زمانی که شاعر تریستان تزارا (1896-1963) فرهنگ لغت را باز کرد و انگشت خود را روی کلمه ای گذاشت که در زبان فرانسوی به معنای "اسب کوچک" است.

به این ترتیب دادائیسم متولد شد. که قصد داشت هنری مبتنی بر تفکر آزاد و خودانگیخته خلق کند که شانس را ابزاری برای فرآیند خلاق می دانست.

ایده اصلی این هنرمندان نقد و هجو هنجار حاکم بود. که اروپا را در مسیر جنگ و ویرانی قرار داده بود. بنابراین، این جریان محدود به هنر نبود، زیرا تغییرات فرهنگی و ایدئولوژیکی را پیشنهاد کرد و خود را «ضد هنر» نامید.

در هنرهای تجسمی، مارسل دوشان (1887-1868) بیش از همه برجسته بود. . . این هنرمند فرانسوی با ارائه اشیای آماده به عنوان هنر به اصطلاح ready mades سر و صدایی به پا کرد. یکی از این آثار معروف فواره (1917) است، ادراری که با نام مستعار امضا شده و در یک تالار هنری قرار داده شده است.

سوررئالیسم: جستجوی جهان یونیریک

سوررئالیسم در هنر به عنوان شاخه ای از جریان دادائیسم ظاهر می شود، به این معنا که به دنبال مخالفت با ماتریالیسم و ​​عقل گرایی آن زمان نیز می باشد.

O sono (1937) ) توسط سالوادور دالی

این روند در سال 1924 با مانیفست تهیه شده توسط آندره برتون (1896-1966) ظهور کرد. آنها از استفاده از اتوماتیسم روانی به عنوان یک ابزار خلاق دفاع کردند، بنابراین آثاری بارؤیایی، بر اساس جهان رویاها، استعاره ها و پوچ.

سالوادور دالی هنرمندی بود که در این زمینه بیشتر شناخته شد، اما مارک شاگال (1887-1985)، خوان میرو (1893) نیز وجود داشتند. -1983) و ماکس ارنست (1891-1976).

ادبیات و آوانگاردهای اروپایی

بیشتر آوانگاردهای اروپایی در هنرهای تجسمی برجسته بودند، با این حال، برخی جریان ها نیز در ادبیات توسعه یافت و حتی برخی از مانیفست‌های ادبی زاده شدند.

این مورد آینده‌گرایی است که از اسم‌های تصادفی، افعال در مصدر و تشبیه‌ها و حتی سرکوب نشانه‌گذاری استفاده می‌کرد.

دادائیسم نیز در نوشتن زبان جایگاهی داشت و شاعر تریستان تزارا توصیه می کرد که برای نوشتن یک متن دادا لازم است "فکر از دهان بیرون بیاید".

ادبیات سوررئالیستی مانند نقاشی نیز به جهان ناخودآگاه، و توسط آندره برتون بازنمایی شد.

آوانگارد اروپایی چگونه بر هنر برزیل تأثیر گذاشت؟

در برزیل، آوانگارد اروپایی به شدت بر هنر و فرهنگ از دوران خود تأثیر گذاشت. دهه 1920 به بعد، هنرمندی بود که قبلاً آثاری با ویژگی‌های اکسپرسیونیستی ارائه می‌کرد، آن لاسار سگال (1891-1957) بود.

Bananal (1927)، اثر لاسار سگال>

ای نقاش، متولد لیتوانی، زندگی و تحصیل در آلمان، در سال 1913 به برزیل آمد تا یک کار را انجام دهد.نمایشگاه، رویدادی که نشان‌دهنده مدرنیسم ملی بود.

در سال 1924 سگال به خاک برزیل نقل مکان کرد و شروع به تولید بوم‌هایی با موضوع کشور جدید کرد. نقاش اولین کسی بود که طراوت و نقد نهفته در آوانگارد را آورد، در هر صورت نگاه خارجی بود، بنابراین به شدت طرد نشد.

همین کار را انجام داد. آنیتا مالفاتی برزیلی (1896-1964) که پس از تحصیل هنر در اروپا و تحت تأثیر قرار گرفتن از آوانگاردها، در سال های 1914 و 1917 نمایشگاه هایی برگزار کرد. آخرین نمایش مورد انتقاد شدید نویسنده مونتیرو لوباتو قرار گرفت.

Tropical (1917)، اثر آنیتا مالفاتی

بنابراین، از بازتاب منفی این هنرمندان، روشنفکران دیگر شروع به کنکاش در پیشنهادهای زیبایی‌شناختی جدید کردند. در خارج.

آنها سپس هفته هنر مدرن 1922 را ایده آل کردند، رویدادی که در آن محصولات خود را با الهام از جریان های خارجی، اما با تمرکز بر موضوعات ملی به نمایش گذاشتند. چنین آثاری شامل هنرهای تجسمی و ادبیات و حتی موسیقی می‌شد.

ما می‌توانیم به عنوان شخصیت‌هایی اشاره کنیم که در آن لحظه و بعد از آن برجسته شدند: اسوالد دی آندراد، ماریو دو آندراد، دی کاوالکانته، تارسیلا دو. آمارال، ویسنته دو رگو مونتیرو، منوتی دل پیکیا، در میان دیگران.

همچنین ببینید: 5 داستان نظر داده شده با درس های عالی برای کودکان

اگر می خواهید به موضوعات مرتبط عمیق تر بروید، بخوانید :




Patrick Gray
Patrick Gray
پاتریک گری نویسنده، محقق و کارآفرینی است که اشتیاق به کاوش در تلاقی خلاقیت، نوآوری و پتانسیل انسانی دارد. او به‌عنوان نویسنده وبلاگ «فرهنگ نوابغ» برای کشف رازهای تیم‌ها و افراد با عملکرد بالا که در زمینه‌های مختلف به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته‌اند، تلاش می‌کند. پاتریک همچنین یک شرکت مشاوره ای را تأسیس کرد که به سازمان ها در توسعه استراتژی های نوآورانه و پرورش فرهنگ های خلاق کمک می کند. آثار او در نشریات متعددی از جمله فوربس، شرکت سریع و کارآفرین منتشر شده است. پاتریک با پیشینه ای در روانشناسی و تجارت، دیدگاه منحصر به فردی را برای نوشته های خود به ارمغان می آورد، و بینش های مبتنی بر علم را با توصیه های عملی برای خوانندگانی که می خواهند پتانسیل خود را باز کرده و دنیایی نوآورتر ایجاد کنند، ترکیب می کند.