سیمون دوبووار: آثار و ایده های اصلی نویسنده

سیمون دوبووار: آثار و ایده های اصلی نویسنده
Patrick Gray

فهرست مطالب

سیمون دوبووار (1908 - 1986) نویسنده، فیلسوف، فعال و نظریه‌پرداز فرانسوی بود که تأثیر گسترده‌ای بر افکار فمینیستی و مبارزه برای حقوق زنان داشت.

نام بخشی از مکتب اگزیستانسیالیست است. بووار بیش از همه به دلیل تولیدات ادبی او که به محبوبیت زیادی دست یافت، برجسته بود.

کتاب جنس دوم ، از سال 1949، به یک اثر اساسی برای درک مکانیسم های ظلم و ستم تبدیل شد. جامعه مردسالار.

نویسنده با مطالعه پدرسالاری، با هدف براندازی ساختارهای ذهنی و اجتماعی آن، کلیشه‌هایی را نیز درمورد اینکه در نهایت به چه معناست، از بین برد. زن.

با همه اینها، سیمون دوبووار به یک مرجع اساسی در مطالعات جنسیتی تبدیل شد و میراث عظیم برای آزادی، شناخت و توانمندسازی زنان از خود به جا گذاشت.

جنس دوم (1949)

به دو جلد تقسیم شد، جنس دوم یک رساله مهم فمینیستی بود که توسط سیمون دوبوار در سال 1949 منتشر شد. نویسنده «پدرسالاری» را تعریف می‌کند و راه‌هایی را که نظام جنسیت‌گرایانه سرکوب زنان را بازتولید می‌کند، آشکار می‌کند.

در میان این مکانیسم‌ها، نویسنده ازدواج و مادری را برجسته می‌کند که به عنوان زندان‌های واقعی تحمیل شده بر جنس زن دیده می‌شود.

طبق نظر بووار، بینش مردانه سعی در تعریف زن بودن داشت.شرطی کردن و تجویز رفتارهایی که «ویژه جنسیت» بودند.

نویسنده مغالطه بیولوژیکی را از بین می برد ، نشان می دهد که برای مثال هیچ کس با تمایل به انجام کارهای خانگی به دنیا نمی آید. برعکس، این مفاهیم مرتبط با جنسیت از داستان‌ها و ساخت‌های اجتماعی یک سیستم سلطه مردانه سرچشمه می‌گیرد.

یکی دیگر از جنبه‌های مهم متن این واقعیت است که از آن مضامین از حوزه خصوصی (صمیمی و خانوادگی دفاع می‌کند). به عنوان مثال، روابط) نیز مسائل سیاسی مهمی بود که باید مورد بحث قرار می گرفت. به عبارت دیگر: " خصوصی عمومی است ".

ماندارین ها (1954)

یکی از معروف ترین آثار نویسنده، ماندارین ها رمانی است که در دهه 50 و پس از جنگ جهانی دوم اتفاق می افتد.

روایت بر گروهی از روشنفکران فرانسوی تمرکز دارد که سعی می کنند بفهمند چه چیزی می تواند باشد. نقش او در مواجهه با یک سناریوی بی ثبات سیاسی و اجتماعی.

به نظر می رسد شخصیت ها بر اساس چهره های واقعی هستند که متعلق به نویسنده هستند. حلقه، مانند سارتر، آلبر کامو و نلسون آلگرن.

داستان علاوه بر بحث در مورد مسائل نظری و اخلاقی، قسمت هایی از زندگی این روشنفکران را نیز بیان می کند.

7 اندیشه معروف سیمون دوبووار (توضیح داده شده)

1.

هیچکس زن به دنیا نمی آید: آنها زن می شوند.

همچنین ببینید: ای گوارانی، اثر خوزه دو آلنکار: خلاصه و تحلیل کتاب

این بدون شک یکی از افکار نویسنده است. نمادین ترین عباراتبووار به هنجارها و انتظارات اجتماعی اشاره دارد که رفتار و زندگی زنان را مشروط می‌کند.

این نقش‌های جنسیتی محدود، ایده‌هایی هستند که در طول زمان، از طریق اجتماعی شدن در یک سیستم مردسالارانه، یاد می‌گیریم. این به این معنی است که زنان به روشی خاص به دنیا نمی آیند ، و نه مستعد انجام وظایف خاصی هستند.

2.

ممکن است هیچ چیز ما را محدود کند، ممکن است هیچ چیز ما را محدود نمی کند. تعریف کنید، اجازه دهید هیچ چیز ما را تحت الشعاع قرار دهد. پیوندهای ما با جهان ما هستیم که آنها را ایجاد می کنیم. باشد که آزادی جوهره ما باشد.

قطعه معروف بیانگر تمایل زنانه برای غلبه در مواجهه با یک سیستم سرکوبگر است.

بووار استدلال می کند که روابط اجتماعی توسط تعاملات افراد و افراد تعریف می شود. بنابراین، پارادایم ها را می توان / باید تغییر داد ، تا بتوانیم با حداکثر آزادی زندگی کنیم.

3.

خواستن آزاد بودن نیز هست آزادی دیگران را بخواهی.

در اینجا نویسنده آزادی را به عنوان حداکثر ارزش تأیید می کند. برای تجربه انسانی ضروری است، ما باید برای آزادی نه تنها برای خود، بلکه برای سایر افراد، برای کل جامعه مبارزه کنیم.

4.

از طریق کار است که زنان فاصله ای را که آنها را از مردان جدا می کند کاهش داده اند، تنها کار می تواند استقلال واقعی آنها را تضمین کند.

برای درک گزیده، باید اهمیت را به خاطر بسپاریم.زنان در بازار کار . اگر قبل از اینکه جنسیت زن به کار خانگی بدون مزد محدود می شد، زمانی که می توانستند (یا نیاز داشتند) در خارج از خانه کار کنند، شروع به کسب درآمد می کردند. زنان، چیزی اساسی برای آزادی و استقلال آنهاست.

5.

ما آنها را بر حسب خوشبختی تعریف نمی کنیم، بلکه آنها را از نظر آزادی تعریف می کنیم.

5 نظریه پرداز توضیح می دهد که فرصت هایی که ما داریم به سطح شادی ما مربوط نمی شود، بلکه به این واقعیت مربوط می شود که ما در تصمیم گیری آزاد هستیم یا نه و انتخاب های خود را انجام می دهیم.

6.

این افراد نیستند که مسئول شکست ازدواج هستند، این خود نهاد است که از ابتدا منحرف شده است.

بووار یکی از نویسندگانی بود که فکر می کرد چگونه از نظر تاریخی، نهاد ازدواج نقش محوری در ظلم بر زنان داشت. زن به عنوان نوعی دارایی که از پدر به شوهر «انتقال» می شد، خودمختاری بر خود نداشت.

7.

اگر ستمگر اینقدر قوی نبود. در میان خود شریکی نداشته باشد، خود ستمدیدگان.

در این قسمت، سیمون دوبووار در مورد موضوع بسیار پیچیده ای صحبت می کند: چگونه می توانیم به خود ظلم کمک کنیم. از آنجا که آنها توسط هنجارهای مردسالارانه شرطی شده و دستکاری شده اند، برخی از زنان در نهایت به پایان می رسندبازتولید کلیشه‌ها و سخنرانی‌های جنسیتی. از این رو مفهوم خواهرانی ، اتحادیه و همکاری بین زنان اهمیت دارد.

سیمون دوبووار چه کسی بود؟

جوانان و زمینه اجتماعی

سیمون لوسی-ارنستین-ماری برتراند دوبوار در 9 ژانویه 1908 در پاریس متولد شد و اولین فرزند از دو دختر بود. دو سال و نیم بعد، خواهر کوچکترش هلن به دنیا آمد که همراه بزرگ دوران کودکی او بود.

مادرش فرانسوا براسور از طبقه بورژوازی بود و پدرش ژرژ برتراند دوبووار وکیلی که از نسل اشراف بود. با این حال، خانواده کم سرمایه بود و پدر، که تمایل خود را برای داشتن فرزندان پسر پنهان نمی کرد، نگران آینده دخترانش بود.

پدرسالار معتقد بود که دختران نمی توانند ازدواج کنند، زیرا ازدواج وجود ندارد. پول برای جهیزیه و به همین دلیل دفاع کرد که باید روی درسشان سرمایه گذاری کنند. در آن زمان، دو مقصد متداول برای زنان ازدواج یا زندگی مذهبی بود، اما سیمونه برنامه‌های دیگری داشت. شخصیت جنجالی و پر از عقاید خود را پنهان نمی کند. برای سال‌ها، بووار در مدارس و کالج‌های کاتولیک تحصیل کرد و در آن‌ها ریاضیات، زبان‌ها و ادبیات و سایر موضوعات را آموخت.

Simone deبووار و اگزیستانسیالیسم

زمانی که او شروع به تحصیل در دانشگاه مشهور سوربن کرد و در رشته فلسفه تحصیل کرد، زندگی با روشنفکران بزرگ آن زمان را آغاز کرد و قادر به تبادل نظر با افکاری به همان اندازه درخشان بود.

در میان آنها، ژان پل سارتر، بزرگترین نام اگزیستانسیالیسم، که سیمون عشقی کاملاً منحصر به فرد برای آن زمان با او زندگی می کرد، برجسته است.

در سال 1940، این نظریه پرداز شروع به تعلق داشتن به حلقه ای از فیلسوفان و نویسندگان می کند که از ادبیات به عنوان وسیله ای برای اخلاق اگزیستانسیالیستی استفاده می کردند.

این جنبش بر فرد و بر متنوع ترین جنبه ها تمرکز داشت. از تجربیاتش، اندیشیدن در مورد آزادی (و محدودیت هایش)، و همچنین مسئولیتش در قبال خودش و اعمالی که انجام می دهد.

سیمون دوبووار و ژان پل سارتر

این در محیط آکادمیک، در سال 1929، مسیری که بووار و سارتر به هم رسیدند. بیش از یک شور و شوق یا رویاهای عاشقانه، ارتباط بین این دو همچنین یک ملاقات ذهنی بود که فکر می کردند و جهان را به روش های مشابه می دیدند .

همچنین ببینید: شعر ترم د فرو، اثر مانوئل باندیرا (با تحلیل)

دو دانش آموز و نظریه پرداز باهوش روش های خود را توسعه دادند. آثار فلسفی، بحث در مورد ایده ها و خدمت به عنوان "بازوی راست" یکدیگر. هنگامی که آنها برای یک رقابت مهم برای استخدام معلمان، Agrégation درخواست دادند، سارتر در جایگاه اول قرار گرفت.

بووار موانع را شکست و در مقام دوم قرار گرفت.موقعیت، یکی از اولین زنان، و جوانترین فردی که تا به حال برنده آن مسابقه شده است. بنابراین، از سال 1931، فیلسوف نیز با تدریس در مؤسسات مختلف شروع به معلمی کرد.

سارتر و بووار بخش بزرگی از زندگی خود را با پیروی از یک مدل رابطه ای که در آن زمان غیرمعمول بود، به اشتراک گذاشتند. آنها با امتناع از ازدواج و معیارهای رفتاری تحمیل شده توسط جامعه، در یک رابطه غیرتک همسری زندگی می کردند و معشوقی داشتند، چیزی که همه می دانستند.

زوج روشنفکر (بسیار مشهور و محترم) در نهایت به ساختن تاریخ منجر شد و مترادف با یک عشق آزادیخواهانه، بدون هیچ رشته یا ممنوعیتی در نظر گرفته شد. فیلسوفان آنها به همراه فوکو مانیفست مشکوک عصر عقل را امضا کردند و از نبود حداقل سن رضایت برای روابط صمیمانه دفاع کردند.

این اطلاعات زمانی که ما متوجه می شویم که سال‌ها بعد، چند تن از شاگردان بووار به طور علنی گزارش دادند که در نوجوانی با نظریه‌پرداز و شریک زندگی‌اش درگیر شده‌اند.

سیمون دوبوار و فمینیسم

در حال حاضر، وجود دارد. جنبش‌ها، دیدگاه‌ها و صداهای متمایز بیشماری که در مبارزات فمینیستی وجود دارد. با این حال، برای تحریک اجتماعی برای حقوق زنان بهنظریه پردازان و کنشگران بی شماری توانستند پیشرفت کنند.

در میان این شخصیت های تاریخی که به انعکاس، نظریه پردازی و نامه نوشتند سیستم جنسیت گرایی را محکوم کردند، بووار یکی از اصلی ترین آنها بود که تأثیر گذاشت و تأثیر گذاشت. جهان همانطور که ما می شناسیم.

با انتشار جنس دوم (1949)، نظریه پرداز یکی از محرک های بزرگ موج دوم فمینیسم بود که در ایالات متحده ایجاد شد. از آمریکا در دهه 1990. 60.

در میان چندین تامل در مورد جامعه و جنسیت (که در ادامه به بررسی آنها خواهیم پرداخت)، بووار توجه را به نحوه مشاهده و تبیین جهان از طریق نگاه مردانه جلب کرد. . زن همیشه در موقعیت دیگری قرار می گیرد (به عنوان "دیگری" دیده می شود):

انسانیت مردانه است و مرد زن را نه در خود، بلکه در رابطه با او تعریف می کند. او یک موجود مستقل در نظر گرفته نمی شود.

پایان زندگی او

بووار به نوشتن در مورد موضوعات مختلف، از جمله متون زندگی نامه ای و آثار پیری و مرگ ادامه داد. در سال 1980، سارتر در پاریس درگذشت و همراه بیش از 50 ساله خود را پشت سر گذاشت.

در مراسم وداع ، کتابی که سال بعد منتشر شد، نویسنده آخرین لحظات خود را به یاد می آورد که دو نفر با هم گذراندند.

چند سال بعد، در 14 آوریل 1986، سیمون دوبووار بر اثر ذات الریه درگذشت . زوجاو برای همیشه در کنار هم ماند و در همان مقبره، در گورستان مونپارناس دفن شد.

آثار اساسی سیمون دوبووار

صاحب چشم نزدیک به زمان که در آن سیمون دوبوار از ادبیات به‌عنوان وسیله‌ای برای تصویر و نقد نظام اجتماعی و فرهنگی معاصر استفاده کرد.

از طریق رمان‌ها، مقالات فلسفی، متون نظری و آثار زندگی‌نامه‌ای، بووار به یکی از بزرگترین روشنفکران و متفکران زمان خود.




Patrick Gray
Patrick Gray
پاتریک گری نویسنده، محقق و کارآفرینی است که اشتیاق به کاوش در تلاقی خلاقیت، نوآوری و پتانسیل انسانی دارد. او به‌عنوان نویسنده وبلاگ «فرهنگ نوابغ» برای کشف رازهای تیم‌ها و افراد با عملکرد بالا که در زمینه‌های مختلف به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته‌اند، تلاش می‌کند. پاتریک همچنین یک شرکت مشاوره ای را تأسیس کرد که به سازمان ها در توسعه استراتژی های نوآورانه و پرورش فرهنگ های خلاق کمک می کند. آثار او در نشریات متعددی از جمله فوربس، شرکت سریع و کارآفرین منتشر شده است. پاتریک با پیشینه ای در روانشناسی و تجارت، دیدگاه منحصر به فردی را برای نوشته های خود به ارمغان می آورد، و بینش های مبتنی بر علم را با توصیه های عملی برای خوانندگانی که می خواهند پتانسیل خود را باز کرده و دنیایی نوآورتر ایجاد کنند، ترکیب می کند.