Tale Missa do Galo اثر ماچادو د آسیس: خلاصه و تحلیل

Tale Missa do Galo اثر ماچادو د آسیس: خلاصه و تحلیل
Patrick Gray

داستان کوتاه "Missa do Galo" نوشته ماچادو د آسیس، ابتدا در سال 1893 منتشر شد و بعداً در اثر Páginas Recolhidas در سال 1899 گنجانده شد. این یک روایت کوتاه است که در یک فقط فضا، با تنها دو کاراکتر مرتبط؛ با این حال، این یکی از مشهورترین متون نویسنده است.

خلاصه داستان

نوگوئرا، راوی، شبی در جوانی خود و گفتگوی او با زنی مسن تر، کونسیسائو را به یاد می آورد. . در سن هفده سالگی، مانگاراتیبا را به قصد تکمیل مطالعات مقدماتی به مقصد ریودوژانیرو ترک کرد. او در خانه منسس که با پسر عموی خود ازدواج کرده بود و در ازدواج دوم با کنسیسائو ازدواج کرد، ماند.

همچنین ببینید: 30 کتاب برتر جهان (از نظر گودریدز)

منسس هر هفته می‌گفت که به تئاتر می‌رود و زنا می‌کند، چیزی که همه در آن حضور داشتند. خانه می دانست: مادرشوهرش، نوگیرا و حتی خود زن. راوی، اگرچه قبلاً در تعطیلات مدرسه بود، تصمیم گرفت در کریسمس در ریودوژانیرو بماند تا در مراسم عشای نیمه شب در دادگاه شرکت کند. نوگوئرا که با یکی از همسایه ها توافق کرده بود که او را بیدار کند تا با هم به مراسم عشای ربانی بروند، نوگوئرا منتظر بود و در اتاق نشیمن مشغول مطالعه بود.

آن شب، منسس به ملاقات معشوقه خود و کونسیسائو، بیدار رفته بود. در آن ساعت اواخر، در اتاق ظاهر شد و شروع به صحبت با مرد جوان کرد. آنها در مورد موضوعات مختلف صحبت می کنند و Nogueira در نهایت زمان را از دست می دهد و جرم را فراموش می کند. گفتگو با در زدن تند همسایه به پایان می رسدبر روی شیشه پنجره، راوی را صدا می کند و تعهدش را به او یادآوری می کند.

تحلیل و تفسیر داستان

این داستانی است که به صورت اول شخص روایت می شود و نوگوئرا از طریق آن برخورد کوتاه خود را به یاد می آورد. با Conceição، که خاطره ای قوی از خود به جای گذاشت اما همچنین شک در مورد آنچه که در آن شب بین آنها اتفاق افتاد .

درست در اولین جمله، "من هرگز نتوانستم صحبتی که با یک خانم داشتم را درک کنم. سالها، من هفده شمردم، او سی.» خواننده از ماهیت رمزآلود و اسرارآمیز برخورد مطلع می شود.

زمان عمل

روایت به گذشته نگر است و وقایعی را که در گذشته رخ داده است بازگو می کند. ما نمی دانیم که راوی در زمان نوشتن چند سال دارد، فقط اینکه او در حال حاضر بالغ است و همچنان در مورد نیات کونسیسائو در آن شب تعجب می کند.

به نظر می رسد حافظه او در رابطه با چندین جزئیات از این موضوع ناکام مانده است. اپیزود، با تاریخ شروع می شود، زیرا بیان می کند که در شب کریسمس "1861 یا 1862" بوده است.

فضای اکشن

اکشن در ریودوژانیرو می گذرد. ، جایی که دادگاه در آن قرار داشت. هر آنچه که روایت می شود در خانه منسس اتفاق می افتد، به طور خاص در اتاق نشیمن. توضیحات به یک خانه بورژوایی ، تزئین شده با مبل، صندلی راحتی و مبل اشاره دارد. دو نقاشی از فیگورهای زن، یکی از آنها کلئوپاترا، که به نظر می رسد فضای خاصی از هوسبازی را به فضا می بخشد که در تضاد با آنچه فرض شده است.خلوص Conceição.

این خود زن است که توجه را به این واقعیت جلب می کند و می گوید "او دو تصویر، دو قدیس را ترجیح می دهد" و فکر نمی کند که "در یک خانواده باشند" خانه". بنابراین، ما می‌توانیم نقاشی‌ها را به عنوان نمادی از میل کنسیسائو تفسیر کنیم که توسط فشارهای جامعه سرکوب شده است.

Conceição و Meneses: ازدواج و قراردادهای اجتماعی

این زوج که با مادرشان زندگی می‌کردند. -قانون و دو برده زن، وقتی نوگوئرا به ریودوژانیرو نقل مکان کرد، از او استقبال کردند. خانواده بر اساس "رسوم قدیمی" زندگی می کردند: "ساعت ده همه در اتاق های خود بودند، ساعت ده و نیم خانه خواب بود".

زندگی بر اساس اصول اخلاقی سنتی و محافظه کار که در آن زمان رایج بود، این زوج رفتارهای غیرمنصفانه و جنسی را بازتولید می کردند. منسس معشوقی داشت که هر هفته با او ملاقات می کرد و زن مجبور شد استعفا دهد و خیانت خاموش را بپذیرد تا رسوایی به پا نکند.

درباره منسس، به غیر از بی احتیاطی او با یک زن جدا شده، اطلاعات کمی داریم. در مورد کونسیسائو، می دانیم که او در شب کریسمس تنها ماند، که شوهرش تصمیم گرفت آن را با معشوقه خود بگذراند. شاید به دلیل سنگینی تاریخ، یا به دلیل خستگی و شورش از اوضاع، تصمیم می گیرد به نوگویرا نزدیک شود، اگرچه زنای به نتیجه نمی رسد.

اما سردی او را تایید می کند. ازدواج و تمایل ضمنی برای درگیر شدن با مرد دیگری. بعداً بررسی کنید،زمانی که منسس به دلیل آپپلکسی می میرد و کنسیسائو با منشی قسم خورده اش ازدواج می کند.

کانسیسائو و نوگوئرا: نکاتی از میل و اروتیسم

گفتگوی بین این دو

در حالی که نوگوئرا خوانده می شود دون کیشوت منتظر مراسم عزا بود، کونسیسائو در اتاق ظاهر شد، روبروی او نشست و پرسید: "آیا رمان دوست داری؟" این سؤال که ظاهراً بی‌گناه است، می‌تواند دارای یک معنای پنهان باشد، احتمالی که به نظر می‌رسد با پیشرفت مکالمه قوی‌تر می‌شود.

آنها با صحبت در مورد کتاب‌ها شروع کردند و موضوعات یکی پس از دیگری دنبال شدند. به روشی تا حدی تصادفی، گویی آنچه واقعاً اهمیت دارد، ماندن در آنجا، با هم است. انگار دیالوگ فقط بهانه ای برای به اشتراک گذاشتن آن لحظه صمیمیت است.

وقتی راوی هیجان زده می شود و بلندتر صحبت می کند، خیلی زود به او می گوید: «آهسته تر! مامان می تواند بیدار شود.»، تائید می کند فضای پنهانی و خطراتی که آنها در آن قرار داشتند، زیرا برای یک زن متاهل مناسب نیست که در آن وقت شب با یک مرد جوان صحبت کند.

میل نهفته

علی رغم بی تجربگی و سردرگمی آشکارش در مورد آنچه اتفاق می افتد، نوگوئرا متوجه شد که کونسیسائو چشم از او بر نمی دارد. و همچنین این که «هر از گاهی زبانش را بر لبانش می دواند تا آنها را خیس کند» در حرکتی کنایه آمیز که نمی توانست از آن چشم پوشی کند.

از طریق روایت متوجه می شویم که نگاهنوگوئرا نیز روی همسر منسس متمرکز بود و حواسش به هر حرکت او بود. همه جزئیات را تحسین کنید : تاب خوردن بدن او هنگام راه رفتن، بازوهایش، حتی "انگشتان پاهای دمپایی"، استعاره ای ممکن برای سینه هایش. اگر قبلاً چهره کونسیسائو "متوسط، نه زیبا و نه زشت" بود، ناگهان "زیبا است، بسیار زیباست".

ما شاهد دگرگونی Conceição در چشمان Nogueira هستیم. از دیدن او به عنوان یک "قدیس" رها شد و شروع به دیدن او به عنوان یک زن جذاب کرد که "او را مجبور کرد مراسم عشای ربانی و کلیسا را ​​فراموش کند".

همچنین ببینید: هیچ چیز دیگری مهم نیست (متالیکا): تاریخچه و معنای اشعار

جلسه توسط همسایه قطع شد که به شیشه پنجره زد. هنگامی که در کلیسا بود، راوی نمی توانست آنچه را تجربه کرده بود فراموش کند: "شکل کونسیسائو بیش از یک بار بین من و کشیش قرار گرفت".

روز بعد، او به طور معمول رفتار کرد، "طبیعی، خوش خیم، بدون هیچ چیزی که او را به یاد گفتگوی روز قبل بیاندازد"، گویی هیچ کدام واقعی نبوده است.

معنای "Missa do Galo": Machado de Assis و Naturalism

در این داستان، تأثیرات طبیعت گرایانه قابل مشاهده است: ترجیح توصیف های روانشناختی بر توصیف های فیزیکی، کاوش در رابطه جنسی و روان انسان ، تمایلات و رفتارهای پنهان آنها که از نظر اجتماعی پذیرفته نشده است.

اگرچه داستان به نوعی به موضوع زنا می پردازد (نه تنها منسس با معشوقش، بلکه کنسیسائو باNogueira)، تنها تماس فیزیکی بین آنها یک لمس سبک بر روی شانه بود. آنچه در اینجا مهم است این نیست که واقعاً چه اتفاقی افتاده است، بلکه آنچه ممکن است اتفاق بیفتد است .

Machado de Assis، به سبک بسیار عجیب خود، با مقدسات و اهانت آمیز، اراده و ممنوعیت، میل و میل نفسانی مخالفت می کند. تعهد اخلاقی بسیار عالی بنابراین، این متن با مضمونی به ظاهر ساده (دو نفر در طول شب صحبت می کنند) به روایتی پر از نمادها تبدیل می شود. به همه این دلایل، "Missa do Galo" یکی از مشهورترین نوشته های نویسنده باقی مانده است.

شخصیت های اصلی




Patrick Gray
Patrick Gray
پاتریک گری نویسنده، محقق و کارآفرینی است که اشتیاق به کاوش در تلاقی خلاقیت، نوآوری و پتانسیل انسانی دارد. او به‌عنوان نویسنده وبلاگ «فرهنگ نوابغ» برای کشف رازهای تیم‌ها و افراد با عملکرد بالا که در زمینه‌های مختلف به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته‌اند، تلاش می‌کند. پاتریک همچنین یک شرکت مشاوره ای را تأسیس کرد که به سازمان ها در توسعه استراتژی های نوآورانه و پرورش فرهنگ های خلاق کمک می کند. آثار او در نشریات متعددی از جمله فوربس، شرکت سریع و کارآفرین منتشر شده است. پاتریک با پیشینه ای در روانشناسی و تجارت، دیدگاه منحصر به فردی را برای نوشته های خود به ارمغان می آورد، و بینش های مبتنی بر علم را با توصیه های عملی برای خوانندگانی که می خواهند پتانسیل خود را باز کرده و دنیایی نوآورتر ایجاد کنند، ترکیب می کند.