زن پایان جهان اثر الزا سوارس: تحلیل و معنای آهنگ

زن پایان جهان اثر الزا سوارس: تحلیل و معنای آهنگ
Patrick Gray

Mulher do Fim do Mundo یک آهنگ از سال 2015 است که در اولین آلبوم از آهنگ های جدید الزا سوآرس، سی و چهارمین آلبوم حرفه ای او، A Mulher do Fim do Mundo<2 گنجانده شده است> .

Elza Soares - Woman from the End of the World (کلیپ رسمی)

متن آهنگ:

گریه من چیزی نیست جز کارناوال

این اشک سامبا روی نوک است از پاها

جمعیت مثل باد پیشروی می کند

من را به خیابان می اندازد که نمی دانم کدام است

دزدان دریایی و سوپرمن از گرما می خوانند

ماهی زرد دستم را می‌بوسد

بال‌های فرشته‌ای که روی زمین گشاد است

در باران کوفته‌ای درد خود را رها می‌کنم

در خیابانی که ترک کردم آن را آنجا

پوست سیاه و آرامش من

آن را در خیابان گذاشتم

همچنین ببینید: 7 داستان مختلف کودکان (از سراسر جهان)

مهمانی من، نظر من

خانه من، تنهایی من

از بالای طبقه سوم بازی کردم

صورتم شکست و از شر بقیه زندگی خلاص شدم

در خیابان تا آخر ادامه دارد

زن آخر دنیا

من هستم و تا آخر خواهم خواند

گریه من چیزی جز کارناوال نیست

این اشک سامبا روی نوک پا است

جمعیت مثل طوفان پیش می‌روند

من را به خیابان پرتاب می‌کند، نمی‌دانم کدام یک

دزدان دریایی و سوپرمن گرما را می‌خوانند

یک ماهی زرد مرا می‌بوسد دست

بال‌های فرشته‌ای که روی زمین گشاد است

در باران کوفته‌ای درد خود را رها می‌کنم

در خیابان آن را رها کردم

پوست سیاه و آرامش من

در خیابان من آن را آنجا گذاشتم

ولگردی و ولگردی من نظر من

خانه من مال من استتنهایی

از بالای طبقه سوم پرتش کردم

صورتم شکست و از شر بقیه زندگی خلاص شدم

در خیابان تا آخر طول می کشد

زن آخر دنیا

من هستم و تا آخر خواهم خواند

می خواهم تا آخر بخوانم

بگذار تا آخر بخوانم آخر

تا آخر میخونم میخونم

تا آخر میخونم

من زنی از آخر دنیا هستم

میخوام بخونم بذار تا آخر بخونم

تا آخر میخونم میخوام بخونم

میخوام بخونم تا آخر میخونم

من می خوانم، بگذار تا آخر بخوانم

تحلیل و تفسیر

در آهنگ، Mulher do Fim do Mundo در مورد خودش صحبت می کند، به او می گوید داستان غلبه بر و زنده ماندن در میان هرج و مرج و سرخوشی که نماد آن کارناوال طوفانی

مرا در خیابانی می اندازد که کیفیت آن را نمی دانم

همچنین ببینید: آغاز، نوشته کریستوفر نولان: توضیح و خلاصه فیلم

قطعه اول با ارائه استراتژی مقاومت این شخصیت زن، تبدیل رنج به شادی، به جشن آغاز می شود. . این ایده با تصویری از اشک که به سامبا، به رقص، روی نوک پا تبدیل می شود، تشبیه شده است.

در طول دوره کارناوال، مردم خیابان ها را به صورت انبوه، در فضای سردرگمی و جشنی که این زن در آن حضور دارد، اشغال می کند. پرتاب می شود.

دزدان دریایی و سوپرمن گرما را می خوانند

ماهی زرد دست مرا می بوسد

بال هایفرشته ای که روی زمین گشاد است

در باران کوفتی من دردم را ترک می کنم

با بیان فانتزی های حاضران - "دزدان دریایی"، "سوپرمن"، "ماهی زرد" - بیت دوم عیاشی را که در خیابان ها تجربه می شود، توصیف می کند. همچنین یک سناریوی آخرالزمانی را با تصویر بال‌های فرشته در کف خیابان به تصویر می‌کشد.

با بیت «در باران کانفتی درد خود را ترک می‌کنم» ایده کاتارسیس به وجود می‌آید. قبلاً در بیت قبلی حدس زده شده است. بنابراین کارناوال به عنوان زمان رهایی پدیدار می شود که در آن می توانیم رنج را رها کنیم.

در خیابان من آن را آنجا گذاشتم

پوست سیاه و آرامش من

در خیابانی که آنجا گذاشتم

مهمانی من، نظر من

خانه من، تنهایی من

از بالای طبقه سوم بازی کردم

جشنی که توسط همه مردم برزیل جشن گرفته می شود، نشان دهنده زمانی از سال است که برخی از مشکلات اجتماعی و تبعیض (مثلاً نژادی) متوقف می شود. همه با هم به ولگردی می روند، بدون توجه به بی عدالتی هایی که روزهای باقی مانده از سال را اشغال می کند.

در خیابان، زن دیگر تنها نیست ("تنهایی من / از بالای سوم بازی کردم" طبقه")، انزوا و درد را فراموش کن، به جمعیت ملحق می شود و جشن می گیرد.

صورتم را شکستم و از شر بقیه زندگی خلاص شدم

در خیابان تا آخر طول می کشد

زن آخر دنیا

من هستم و تا آخر خواهم خواند

با فرض تمام شکست هایی که خورده ("Quebrei a cara") تاکید می کند که او موفق شدتحمل کنید و بر همه مشکلات غلبه کنید ("من از بقیه این زندگی خلاص شدم"). در پایان، آنچه باقی می ماند او است، قوی، زنی از انتهای جهان که آخرالزمان را تماشا می کند و زنده می ماند، مقاومت می کند.

من می خواهم تا آخر بخوانم

بگذار تا آخر بخوانم

تا آخر بخوانم

تا آخر بخوانم

من زنی از آخر دنیا هستم

من می خواهم، می خوانم، بگذار تا آخر بخوانم

تا آخر می خوانم، می خواهم بخوانم

می خواهم بخوانم تا آخر می خوانم آخر

میخواهم بخوانم، بگذار تا آخر بخوانم

قطعه های آخر این فکر را تکرار میکنند که این زن میخواهد و "تا آخر" خواهد خواند، خستگی او را برجسته میکند اما همچنین سرسختی او، انعطاف پذیری او در ادامه تبدیل درد به شادی تا پایان زندگی. مدرسه سامبا Mocidade Independente, 2010.

الزا سوارس در 23 ژوئن 1937 در ریودوژانیرو به دنیا آمد. زندگی فقیرانه او را از دوران کودکی مجبور به کار کرد. در سیزده سالگی ازدواج کرد. وقتی چهارده ساله بود، اولین فرزندش فوت کرد. در پانزده سالگی، دومی درگذشت.

در سنین جوانی بیوه شد و پنج فرزند را به تنهایی بزرگ کرد و به عنوان خدمتکار مشغول به کار شد، اگرچه او همچنان به دنبال رویای خود یعنی خواننده شدن بود.

حتی زمانی که او به شهرت رسید، همچنان مجبور بود بر موانعی مانند افکار عمومی غلبه کندازدواج او با بازیکن فوتبال گارینچا را محکوم کرد، زیرا او مدتی قبل از همسرش جدا شده بود.

از وصلت بین این دو یک پسر به وجود آمد اما با قسمت هایی از خشونت توسط شوهر الکلی و متصرف به پایان رسید. وقتی پسرشان سال‌ها بعد در یک تصادف رانندگی فوت کرد، الزا وارد یک مارپیچ رو به پایین شد و حتی سعی کرد خودکشی کند. به بدنام بودن خود ادامه می دهد و همیشه با لبخندی مسری مخاطبان خود را به ارمغان می آورد.

با حرفه ای موفق که چندین دهه به طول انجامید و در سال 1999 توسط رادیو بی بی سی لندن به عنوان خواننده برزیلی هزاره انتخاب شد. الزا به برخاستن از خاکستر ادامه می دهد و موسیقی می آفریند که مخاطبان جدیدی را تسخیر می کند.

معنای آهنگ

الزا سوارس در سال 2015، زمانی که آلبوم A Mulher do Fim do Mundo را منتشر کرد. .

اگرچه شعر این آهنگ توسط آلیس کوتینیو و رومولو فروس نوشته شده است، به نظر می رسد که ارتباط نزدیکی با زندگی الزا سوارس و پیامی که خواننده می خواهد به جهان منتقل کند، باشد.

با هفتاد و هشت سالگی، برای اولین بار آلبومی با مضامین منتشرنشده راه اندازی کرد: او صدای خودش را دارد، فرصتی برای گفتن داستانش.

زنی سیاهپوست و قدرتمند، که چندین رنج را متحمل شد. تعصبات و مجبور به مبارزه در هر مرحله از راه، مترادف با قدرت ومقاومت زن بنابراین، در میان این همه هرج و مرج، زنی از انتهای جهان در میان خرابه ها می رقصد و همچنان ایستاده است و تا آخرین لحظه آواز می خواند.

با آن نیز آشنا شوید<5 <8




Patrick Gray
Patrick Gray
پاتریک گری نویسنده، محقق و کارآفرینی است که اشتیاق به کاوش در تلاقی خلاقیت، نوآوری و پتانسیل انسانی دارد. او به‌عنوان نویسنده وبلاگ «فرهنگ نوابغ» برای کشف رازهای تیم‌ها و افراد با عملکرد بالا که در زمینه‌های مختلف به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته‌اند، تلاش می‌کند. پاتریک همچنین یک شرکت مشاوره ای را تأسیس کرد که به سازمان ها در توسعه استراتژی های نوآورانه و پرورش فرهنگ های خلاق کمک می کند. آثار او در نشریات متعددی از جمله فوربس، شرکت سریع و کارآفرین منتشر شده است. پاتریک با پیشینه ای در روانشناسی و تجارت، دیدگاه منحصر به فردی را برای نوشته های خود به ارمغان می آورد، و بینش های مبتنی بر علم را با توصیه های عملی برای خوانندگانی که می خواهند پتانسیل خود را باز کرده و دنیایی نوآورتر ایجاد کنند، ترکیب می کند.